بازاریابی عصبی و نقش آن در تبلیغات

با ظهور علوم میان‌رشته­‌ای در تمامی حوزه­‌های علوم انسانی، شاهد تسلط بیش از پیش رویکردهای روان­شناسانه بر سیطره‌ی علوم انسانی هستیم. یکی از جدیدترین حوزه­‌های تبلیغات و بازاریابی که به‌شدت تحت تاثیر پارادایم­‌های روان‌شناسانه قرار گرفته، نورومارکتینگ یا همان بازاریابی عصبی است. متخصصان این حوزه بر این باور هستند که این سبک، نوع جدیدی از بازاریابی است که علوم مدیریت، عصب شناسی، روانشناسی و شاید هنر را به هم پیوند می‌دهد.

در واقع کاستی‌های موجود در تبلیغات و بازاریابی سنتی موجب شد تا نخستین بار در سال ۱۹۹۰، مفهوم بازاریابی عصبی از سوی اساتید برجسته‌ی دانشگاه‌ هاروارد مورد بررسی قرار گیرد. طبق نظریات متخصصان عصب­‌شناسی، بازاریابی عصبی دانشی است که با بهره‌مندی از مطالعات علوم مختلف، تصمیم‌گیری­‌های انسان را بررسی می‌کند. این تصمیم‌گیری‌ها غالباً به‌صورت ناهشیار و در مغز صورت می‌گیرند. نتایج تحقیقات دانشگاه نورث وسترن نشان می‌دهد که مغز با تصمیمات بسیار پیچیده‌ای سروکار دارد و می‌تواند این اطلاعات را از فرد پنهان کند تا وی نداند که چگونه این تصمیمات اتخاذ می‌شوند. یافته‌های به‌‌دست‌آمده حاکی از آن است که بسیاری از تصمیمات در سطح ناخودآگاه افراد گرفته می‌شوند. شاید تابه‌حال به‌دقت درباره‌ی این حقیقیت که حتی برداشتن یک لیوان چای نشانگر مجموعه‌ای از تصمیمات پیچیده‌ی مغزی است، فکر نکرده باشید. واقعیت این است که در چنین مواقعی ما باید تصمیم بگیریم که دست خود را به کدام جهت حرکت دهیم، لیوان را گرفته و به سمت دهانمان بلند کنیم و تمام این حرکات باید بدون ریختن محتویات لیوان انجام شود. البته این تصمیم‌گیری‌ها مثل بسیاری دیگر از تصمیمات ما، در سطح ناخودآگاه مان رخ می‌دهند.

نقش بازاریابی عصبی در تبلیغات متأسفانه با وجود استفاده‌های درست و بجا از این پدیده‌ی روانشناسی، سوءاستفاده‌هایی نیز از جنبه‌ی شرطی‌سازی آن می‌شود. پیام‌های پنهان و کاربردهای نظامی، دو مورد از کاربردهای فراوانی است که دنیای کنونی به‌شدت از آن بهره‌برداری می‌کند. مخفی کردن پیام یا مطلب خاصی در تصاویر، کاری است که از سالیان دور از سوی هنرمندان نقاش و یا طراحان لوگوها انجام می‌شده است. برای نمونه، تابلوهای شام آخر و مونالیزا اثر لئوناردو داوینچی اسرار بسیاری را در خود دارند از جمله پرتره‌ی مونالیزا که نمایی دیگر از چهره‌ی خود داوینچی است.

انواع تبلیغات و کاربرد آنها

به‌طور کلی، تبلیغات از نظر شیوه‌ی اجرایی و القایی به دو دسته‌ی مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می‌شود.

تبلیغات مستقیم

در تبلیغات مستقیم، پیام به‌صورت شفاف و صریح هرچند با رنگ و لعاب، به مخاطب منتقل می‌شود؛ مانند تمامی تبلیغات آشکاری که هر روز در تلویزیون، بیلبوردها، روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها می‌بینیم.

تبلیغات غیرمستقیم

برای تبلیغات غیرمستقیم یا پنهان (ناآشکار، سایه‌ای) این تعریف آمده است:‌ این تبلیغات نمود و ظهور علنی و صریحی نداشته و با این شیوه اهداف تبلیغی پیام‌ها غیرمستقیم، پنهان و غیرمحسوس منتشر و صادر می‌شود.

تبلغات، پاپ ‌کورن بخورید و کوکا بنوشید نخستین بار در سال ۱۹۵۷ تبلیغات زیرحسی به‌وسیله‌ی یک متخصص امور تبلیغات به نام جیمز ویکاری (James Vicary) به کار گرفته شد. او هنگام نمایش فیلم اسپارتاکوس در سالن سینما، عبارت پاپ ‌کورن بخورید و کوکا بنوشید را به مدت زمان سه هزارم ثانیه در هر پنج ثانیه یک‌بار، بدون اطلاع قبلی بینندگان روی پرده‌ی سینما انداخت. پس از آن، تماشاگران در خلال فیلم تمایل زیادی به خوردن پاپ‌کورن و کوکاکولا در خود احساس کردند. به ادعای جیمز ویکاری، فروش پاپ‌کورن در سالن حدود ۳۷ درصد و فروش کوکاکولا ۱۸ درصد افزایش یافت. در سال ۱۹۷۹، چند فروشگاه زنجیره‌ای امریکایی، در نوار موسیقی متداول خود در فروشگاه‌ها، صدای ضبطشده‌ی من دزدی نمی‌کنم را با شدت صوتی کم در هر چند ثانیه به موسیقی اضافه کردند. این پیام طوری بود که حس شنوایی خودآگاه مشتریان آن را دریافت نمی‌کرد. نتیجه‌ی این تحقیق نشان داد که در مدت ۹ ماه، تعداد سرقت‌ها در فروشگاه‌ها ۳۷ درصد کاهش یافت.‌‌ تبلیغات نامرئی در احساس خودآگاه تأثیر ندارند، اما ممکن است بر احساس ناخودآگاه تأثیر بگذارد. نمونه‌ای معروف از یک پیام‌رسانی ناخودآگاه در حوزه‌ی فعالیت‌های سیاسی را می‌توان در فیلم تبلیغاتی جورج بوش علیه ال‌گور در سال ۲۰۰۰ مشاهده کرد. در این فیلم درست بعد از نمایش نام ال‌گور، بخش آخر کلمه‌‌ی بوروکرات (به معنای دیوان‌سالار)، یعنی کلمه‌ی رَت (Rat) به معنی موش، در کسری از ثانیه، به صورت لحظه‌ای نشان داده می‌شود. با وجود این، درباره‌ی مؤثر بودن یا نبودن تبلیغات زیرحسی، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد. با این همه، بازاریابی عصبی را به کارد آشپزخانه تشبیه می‌کنند؛ ابزاری که در صورت استفاده‌ی صحیح، روشی بسیار سودمند و به نفع دو طرف مصرف‌کننده - تولیدکننده خواهد بود. بازاریابی عصبی اصولاً از ابزارهای تحقیقات بازار است و نه ابزاری برای ذهن‌نویسی. سالیان متمادی است که روش‌­های مختلف تحقیقات بازاریابی به دنبال تفسیر و پیش‌بینی تأثیر مبارزات تبلیغاتی هستند و در بیشتر مواقع روش‌های سنتی در ارزیابی تأثیر تبلیغات ناکام مانده‌اند. مطلب مرتبط: ۱۸ ترند مهم بازاریابی در سال ۲۰۱۸ از آنجایی که احساسات، عامل مداخله‌گر نیرومندی در چگونگی پردازش اطلاعات از سوی مصرف‌کننده است، درک و مدل‌سازی پاسخ‌های شناختی به پیام‌های فروش همیشه چالشی جدی برای بازاریابان بوده است. غالباً محققان برای ارزیابی اثربخشی تبلیغات و یا محصولات از دید مصرف‌کنندگان، از روش‌­های مختلفی مانند نظرسنجی، مصاحبه‌ی حضوری یا گروه‌های کانونی استفاده می‌کنند. متأسفانه این روش‌ها محدودیت‌های قابل‌ملاحظه‌ای دارند.

نقش بازاریابی عصبی در فرایند تصمیم گیری مشتری اولاً، محققان فرض می‌کنند که مصرف‌کنندگان قادرند فرایندهای شناختی صورت‌گرفته در مغز خود را به‌درستی تحلیل و توصیف کنند. اما واقعیت آن است که در این بین، مسائل و عوامل ناخودآگاه زیادی دخالت دارند که از ظرفیت فرد فراتر هستند. دوم آنکه، عوامل متعددی از جمله مشوق‌­ها، محدودیت‌های زمانی و فشارهای مختلف وجود دارند که باعث تحریف در گزارش احساسات مصرف‌کننده می‌شوند. در این زمینه با توجه به ظهور تصویرسازی عصبی و تکنیک‌های پیشرفته، می‌توان با بررسی ذهن مصرف‌کننده و تحلیل فرایندهای ناخودآگاه، دلایل موفقیت و شکست محصولات و تبلیغات مختلف را شناسایی کرد. سالانه میلیاردها دلار صرف تبلیغات تجاری می‌شود، بدون آنکه تأثیری شگرف داشته باشند. پس یافتن راهی به‌منظور افزایش اثربخشی هزینه‌های صورت گرفته، اجتناب‌ناپذیر است. در آینده و حتی امروزه عدم‌استفاده از بازاریابی عصبی همانند عدم‌استفاده‌ی فضانوردان از تلسکوپ الکترونیکی است. پس بدون درنظرگرفتن تعصبات کلیشه‌ای، می‌توان با مطالعه‌ی ذهن مصرف‌کننده، گام‌های بلندی در زمینه‌ی طراحی محصولاتی برداشت که حداکثر نیاز مصرف‌کننده را تأمین کنند.

بازاریابی عصبی و استفاده ابزاری از آن در تبلیغات امروز شرکت‌های مشاوره‌ای زیادی، بازاریابی عصبی را به‌عنوان ابزار تحقیق خود انتخاب کرده‌اند. یکی از آنها شرکت برین ایمپکت (Brain Impact) در بروکسل است که به بررسی واکنش‌های مغزی افراد در برابر تبلیغات می‌پردازد. آنها در یکی از پروژه‌های خود مأمور بررسی تبلیغ ساخته شده برای یک برند نوشابه‌ی معروف بودند. در این تبلیغ انیمیشنی، خانمی که این نوشابه را در دست داشت با ویترین یک مغازه برخورد می‌کند. مطالعات آنها نشان داد که این صحنه در ذهن خواننده احساسات را به اوج خود می‌رساند. اما هیچ اثری از انگیزش منطقی افراد مورد مطالعه مشاهده نمی‌شود. به اعتقاد آنها این عدم ارتباط بین احساسات و منطق در ذهن بیننده، نقطه‌ی ضعف این تبلیغ است. در نهایت می­توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که به‌وسیله‌ی این قبیل مطالعات می‌توان رفتارهای احساسی و دور از منطق بسیاری از مصرف‌کنندگان را توجیه کرد و برای آن چاره‌ای اندیشید. امروزه بازاریابی عصبی در برخی دانشگاه‌های بزرگ کسب‌وکار مثل دانشگاه ملبورن و دانشکده‌ی کسب‌وکار کپنهاگ تدریس می‌شود. بنابراین، رشد روزافزونی را باید برای آن متصور شد. مطمئناً شرکت‌های بزرگی که به دنبال کسب مزیت رقابتی هستند، نمی‌توانند در حوزه‌ی فروش و رفتار مصرف‌کننده، به‌راحتی از کنار این ابزار نوظهور بگذرند که روزبه‌روز هم به لحاظ دانشی و هم به لحاظ فناوری‌های تازه ارتقا می‌یابد.

۱۰ استراتژی برای ایجاد بک لینک های بیشتر

تاکتیک‌ها و منابع عملی و کاربردی این مقاله به شما کمک خواهند کرد تا استراتژی محتوای خود را توسعه و گسترش بدهید. چند استراتژی قدیمی ایجاد لینک وجود دارند که اکثر شرکت‌ها با آنها سروکار دارند. یکی از مشهورترین آنها با عنوان «یادداشت مهمان» تقریباً توسط همه‌ی سازمان‌ها به کار گرفته می‌شود. اما چندین استراتژی، تاکتیک و منابع ایجاد لینک دیگر وجود دارند که کمک می‌کنند استراتژی محتوای شما رشد و توسعه یابد. در ادامه، به ۱۰ مرحله‌ی عملی و کاربردی برای ایجاد بک لینک‌ های بیشتر برای سایت‌تان اشاره خواهیم کرد.

۱. نظرات وبلاگ نویسان

درباره‌ی آنچه که می‌توانید در عوض نوشتن یک نظر ارائه دهید، تصمیم‌گیری کنید. این چیز می‌تواند یک نرم‌افزار، یک محصول آموزشی یا یک محصول یا خدمات فیزیکی باشد. ارائه‌ی هرچیز ارزشمندی که وبلاگ‌نویسان دوست دارند آن را امتحان کنند و درباره‌اش مطلب بنویسند، منصفانه است. وبلاگ‌نویسانی را در زمینه‌ی کسب‌وکار خودتان پیدا کنید که در پی چیزهایی شبیه «بهترین وبلاگ‌های بازاریابی محتوا ۲۰۱۶» یا «استراتژی‌های برتر رسانه‌های اجتماعی برای کسب‌وکار» هستند. به وسیله‌ی ایمیلی با این مضمون با آنها ارتباط برقرار کنید: سلام [نام شخص]، امروز به دنبال [موضوعی] می‌گشتم که با سایت شما مواجه شدم. واقعاً از آنچه در سایت شما دیدم خوشم آمد! به تازگی دستورالعملی را راه‌انداری کرده‌ام که به مردم آموزش می‌دهد چگونه [مرتبط با موضوعی که بالا به آن اشاره کردید]. هزینه‌ی آن معمولاً X تومان است اما خیلی خوشحال می‌شوم آن را رایگان برای شما ارسال کنم. تمام آنچه که در عوض می‌خواهم این است که در وبلاگ خود به آن اشاره کنید یا درباره‌اش مطلبی بنویسید و من را در جریان قرار بدهید که این دستورالعمل چطور است. ارادتمند، [نام و اطلاعات تماس خودتان]

۲. صفحه‌ی نظرات

اهمیت نظرات وبلاگ نویسان در ایجاد بک لینک های بیشتر فهرستی از تمام محصولات و خدماتی که طی ۶ تا ۱۲ ماه گذشته بکار گرفته‌اید، ارائه دهید. بررسی کنید که آیا وبسایت‌های آنها صفحه نظرات دارند یا نه. با آنها از طریق نظراتتان ارتباط برقرار کنید و یادآوری کنید که آنها این اجازه را دارند که نظرات شما را در صفحه‌ی نظرات وبلاگ خود منعکس کنند. ۳. استرداد لینک سایت‌هایی را پیدا کنید که به شما و برند شما به صورت آنلاین اشاره کرده‌اند (برای این کار می‌توانید از ابزاری مثل BuzzSumo استفاده کنید). بررسی کنید که آیا لینک شما را در سایت‌شان قرار داده‌اند. اگر این کار را نکرده‌اند، از طریق ارسال یک ایمیل دوستانه و صمیمی با آنها ارتباط برقرار کنید و از آنها بخواهید لینک شما را در سایت خود قرار بدهند.

۴. فهرست‌های راهنما

سایت خود را با شرح برندی 100 درصد منحصر به‌فرد ثبت نام کنید. منتظر بمانید تا سایت شما مورد تایید قرار بگیرد و لینک‌تان را دریافت کنید.

۵. سرویس کمک به یک گزارشگر (HARO)

نقش سرویس HARO در افزایش بک لینک HARO مخفف «کمک به یک گزارشگر» است. آنها خود را به عنوان «مشهورترین ارائه‌دهندگان خدمات یافتن منابع در دنیای انگلیسی زبان» معرفی می‌کنند و گزارشگران را به منابع تخصصی مرتبط متصل می‌کنند تا کار را پیش از موعد مقررشده به انجام برسانند و این امکان را برای برندها فراهم کنند تا داستان و روایت‌های خودشان را بیان کنند». شما می‌توانید به‌عنوان یک منبع (به صورت رایگان) در سایت این سرویس ثبت‌نام کنید. ایمیل خود را چک کنید تا مطمئن شوید ایمیلی از سوی HARO دریافت کرده‌اید که فهرستی از گزارشگرانی ارائه می‌کند که برای تهیه‌ی گزارش خود به منبع نیاز دارند، برای نمونه به مثال زیر توجه کنید:

حوزه‌ی فعالیت: کسب‌وکار و سرمایه‎گذاری

زمانی که مشترک یک خبرنامه‌ی الکترونیکی می‌شوید یا اپلیکیشینی را برای نخستین بار دانلود می‌کنید، اولین نقطه‌ی ارتباط (خواه یک ایمیل خوشامدگویی باشد و خواه اطلاع‌رسانی‌های اولیه) مهمترین عامل در تعیین برداشت اولیه محسوب می‌شود.

اگر زمینه‌ی فعالیت شما بازاریابی ایمیلی (ایمیل مارکتینگ) یا موبایل مارکتینگ است، آیا برای بازاریاب‌های همکار خود توصیه‌ای درباره‌ی نحوه‌ی تنظیم و ارسال اولین ایمیل ایده‌آل یا اطلاع‌رسانی در زمینه‌ی معرفی یک اپلیکیشن دارید؟ بهترین توصیه‌های خود را در این زمینه به اشتراک بگذارید تا مشخص شود چه چیزی یک ایمیل واقعاً قدرتمند اولیه یا ایمیل حاوی اطلاعات یک اپلیکیشن را به سمت مشترکین جدید ایمیل یا دانلودکنندگان جدید این اپلیکیشن هدایت می‌کند. همچنین، مثال‌ها و نمونه شرکت‌هایی را به اشتراک بگذارید (البته به غیر از شرکتی که در آن کار می‌کنید) که فکر می‌کنید در این زمینه عملکرد خوبی دارند.

مقررات: لزوماً باید در زمینه‌ی بازاریابی فعالیت داشته باشید. با یک متن کوتاه به این ایمیل پاسخ بدهید و لینک‌های خود را دریافت کنید.

۶. سایت‌های بازخورد وبسایت

ثبت نام در سایت های بازخورد و تآثیر آن در افزایش بک لینک در سایت‌های بازخورد وبسایت که در زیر به آنها اشاره شده است، حساب‌های کاربری ایجاد کنید:

وبسایت خود را در این سایت‌ها ثبت نام کنید تا بازخوردهای سایت خود را دریافت کنید. لینک سایت شما به‌طور خودکار ایجاد می‌شود.

۷. یافتن دامین‌های منقضی شده

برای یافتن صفحاتی که لینک‌های زیادی در آن وجود دارد جستجو کنید (مثل صفحه‌ی منابع). برای پیدا کردن دامین‌های منقضی شده‌ای که از این صفحات به آنها لینک شده است از Domain Hunter Plus، افزونه‌ی گوگل‌کروم استفاده کنید. دامین منقضی شده را به قیمت ثبت دامین خریداری کنید.

۸. جمع‌آوری‌کنندگان وبلاگ

با استفاده از عبارات جستجویی نظیر: «ثبت‌نام وبلاگ»، «فهرست راهنمای وبلاگ»، و «دایرکتوری‌های وبلاگ» جمع‌آوری‌کنندگان وبلاگ را جستجو کنید. وبلاگ خود را به همراه شرح منحصر به‌فردی ثبت نام کنید. پس از اینکه وبلاگ شما تأیید شد، نام وبلاگ شما (به همراه یک لینک به وبلاگ شما) به فهرست راهنمای وبلاگ اضافه می‌شود.

۹.  یافتن فرصت‌های یادداشت مهمان در توئیتر

به Twitter Advanced Search سری بزنید. این عبارات جستجو را در بخش جستجوی توئیتر وارد کنید: «کسب‌وکار شما»+ یادداشت مهمان، «کسب‌وکار شما» + نویسنده مهمان، «کسب‌وکار شما» + برای ما بنویسید، «کسب‌وکار شما» + مقاله مهمان. یادداشت مهمان خود را در سایت‌های باکیفیتی که لیست آنها نشان داده می‌شود، قرار بدهید.

۱۰. اینفوگرافیک‌ها

نقش اینفوگرافیک در بالارفتن بک لینک یک موضوع رایج در صنعت و عرصه‌ی کسب‌وکار خود را شناسایی کنید (به عنوان نمونه از Google Trends استفاده کنید). اطلاعات خود را در کنار هم قرار دهید. از یک طراح گرافیک کمک بگیرید تا یک اینفوگرافیک بسازید. با استفاده و بهره‌برداری از این استراتژی‌ها می‌توانید بک‌لینک‌های بیشتری برای سایت خود ایجاد کنید که باعث افزایش بار ترافیک سایت شما خواهند شد. حتماً هر یک این ابتکار عمل‌ها را با استفاده از گوگل آنالیتیک (Google Analytics) یا برنامه‌ی تجزیه و تحلیل دیگری ردیابی کنید تا بتوانید مشخص کنید کدام یک موثرتر و کارآمدتر هستند و روی این فرصت‌های جدید سرمایه‌‌گذاری کنید تا کسب‌وکارتان را توسعه دهید.

مطلب مرتبط: فراتر از گوگل آنالیتیک با ابزارهای تحلیلی دیجیتال مارکتینگ