مدیر پروژه بودن چه مزایایی دارد؟
تیزر تلویزیونی طی چه مراحلی ساخته میشود؟
ست اداری چه کاربردی برای کسب و کار شما دارد؟
چرا باید وب سایت شخصی داشته باشیم؟
آینده بازاریابی محتوا چگونه خواهد بود؟
چرا محتوا همچنان پادشاه است؟
بازاریابی فصلی چطور میتواند به توسعه کسب و کار ها کمک کند؟
برای بسیاری از کسبوکارهای فصلی، فصل اوج تازه شروع شده یا به پایان رسیده است. با نزدیک شدن به تعطیلات، نیاز به یک طرح کسبوکار و داشتن استراتژیهای بازاریابی فصلی برای تأمینکنندگان کالاها و خدمات فصلی اهمیت زیادی پیدا میکند. تسهیل رشد در طول هر فصلی از چرخهی کسبوکارتان تعیین میکند که شما در سالهای پیش رو چقدر خوب عمل خواهید کرد. شیوهای که برای پول درآوردن و رشد کسبوکار خود قبل، حین و بعد از چرخهی اوج کسبوکارتان انتخاب میکنید این پتانسیل را دارد که کسبوکار شما را موفق یا ناکام کند و البته هیچکس نمیخواهد به دلیل عدم آمادگی، کارش بهتدریج از دور خارج شود. دبی فریونیرو (Debbie Fiorino)، معاون ارشد شرکت دریم وکیشنز/کروز وان (Dream Vacations/CruiseOne) میگوید: «ما در تمام طول سال آموزشهای منطقهای حضوری داریم تا شعبههایمان فعال بمانند. بهرغم اینکه کار ما دارای فصل اوج است، برای کل سال استراتژی آموزش و بازاریابی داریم تا تجارت شعبههایمان را پیوسته در مسیر رشد و توسعه نگه داریم.»
طبیعت کسبوکار فصلی، چالشانگیز و در عین حال ارزشمند است و هر سال فرصتهای زیادی وجود دارد تا استراتژیهای خوبی برای بازاریابی فصلی خود در نظر بگیرید. هر جایی که کسبوکار شما در یک چرخه قرار دارد، توصیههای بازاریابی زیر را برای قبل، حین و بعد از فصل اوج خود در نظر داشته باشید.
بازاریابی فصلی قبل از فصل اوج
وبلاگ بسازید
یکی از مطمئنترین استراتژیهای بازاریابی فصلی برای حفظ ارتباط، داشتن وبلاگ است. در وبلاگ میتوانید محتوایی را منتشر کنید که در طول سال برای کاربران کاربردی است و ترافیک سایت شما را افزایش میدهد. با گرد هم آوردن این طرفداران طی ماههای رکود، مخاطبانی همیشگی برای ماههای رونق کسبوکارتان خواهید داشت. وبلاگ خود را از توصیه، ترفند، دستورالعمل، ایده یا هر آنچه به صنعت شما ربط دارد، پر کنید تا کاربران شما را بهعنوان منبع موثق اطلاعات بشناسند. علاوه بر این، تولید منظم محتوای منحصربهفرد باعث بهبود سایت شما از نظر سئو میشود.
مطلب مرتبط: «محتوای همیشه سبز» راز بازدید بیشتر از وب سایتها
پیش از شروع فصل، تبلیغات کنید
این نوع استراتژی بازاریابی فصلی بهویژه برای کسبوکارهایی خوب است که در زمستان فعالند تا بر تعطیلات که انگیزهی خرید را افزایش میدهند، مثل عید نوروز تمرکز کنند. اشتیاق برای تعطیلات نوروز از دی ماه شروع میشود. علاوه بر این، بزرگسالان اغلب خرید عید خود را از چند ماه زودتر شروع میکنند تا برای شب عید کمتر تحت فشار باشند. اگر کسبوکار شما در طول این ماههای منتهی به تعطیلات در اوج قرار دارد، پیشنهادات ویژه، محصولات، خدمات و ایدههایی را تبلیغ کنید که این مشتریان زودهنگام را جذب کنند. تبلیغات فیسبوک و سایر پلتفرمهای شبکههای اجتماعی امکان تبلیغ با قیمتهای مناسب را فراهم میکنند و حجم گستردهای از مصرفکنندگان را پوشش میدهند.
مطلب مرتبط: راهنمای انتخاب بهترین نوع تبلیغات برای اهداف مختلف
بازاریابی فصلی در طول فصل اوج

همکاری با یک سازمان خیریه
هیچچیز بیشتر از پیوستن به یک مؤسسهی خیریه، مشتریان را به خرید تشویق نمیکند. کمک به جامعه یکی از استراتژیهای بازاریابی فصلی است که نهتنها بازتاب مثبتی برای برند شما دارد، بلکه مردم را تشویق میکند برای حمایت از یک هدف متعالی با شما تجارت کنند. این کار نتیجهی تلاشهای تبلیغاتی شما را نیز دوچندان میکند، چراکه به احتمال زیاد خیریه افراد خَیّر را ترغیب میکند کسبوکار شما را انتخاب کنند.
فصل کاری شلوغ خود را با کمپینهای شبکههای اجتماعی هیجانانگیز کنید
تا وقتی کسبوکارتان در فصل شلوغ خود قرار دارد، احتمالا برای ایجاد ترافیک بیشتر تلاش میکنید. ساختن هشتگ برای ترند کردن پستها یا برگزاری مسابقهی عکاسی، مشتریان را تشویق میکند تا بعد از خرید تعامل خود را با برند شما حفظ کنند. تکمیل این کمپینها با اهدای جایزه و هدایای تبلیغاتی، انگیزهی مشارکت را افزایش میدهد و شما میتوانید تقریبا بدون هزینه موفقترین فصل خود را پشت سر بگذارید. مطلب مرتبط: ترندهای بازاریابی شبکه های اجتماعی در سال ۲۰۱۸ پیشرفت تکنولوژی چه تاثیری بر استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی برندها دارد؟" href="http://parmoon.com/%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%b1/" rel="bookmark">ترندهای بازاریابی شبکه های اجتماعی در سال ۲۰۱۸
بازاریابی فصلی بعد از فصل اوج
تغییر ظاهر و توسعهی کالاها و خدمات
بهترین زمان تهیهی فهرستی از عملکرد و پیشنهادات برندتان، بعد از فصل اوج است. برای اینکه نشان بدهید به ارتقا پایبندید و نیز برای اینکه راههای جدید رشد را پیدا کنید، از مشتریان خود نظرسنجی کنید و بازخورد بگیرید. بعد از فصل اوج زمان خوبی است که امکانات جدید درآمدزایی را که باعث توسعهی بیشتر طیف کالاها و خدمات شما میشود، جستوجو کنید. برای مثال اگر در یک شهر توریستی رستوران دارید، خدمات کیترینگ خود را در طول فصل رکود که تعداد سفرها کاهش مییابد، گسترش بدهید. استراتژیهای بازاریابی فصلی به شما کمک میکند در طی سال گردش مالی ثابتی داشته باشید.
در تماس با مخاطبان خود خلاق باشید
به مشتریان خود یادآوری کنید که در فصل رکود هم همچنان حضور دارید. این کار بسیار ساده و انجام آن با فرصتهای زیادی برای خلاق بودن همراه است. اگر هر ماه برای مشتریان خود خبرنامه ارسال میکنید، سعی کنید چیزی جذاب یا باارزش به آن بیفزایید. مثلا اگر یک شرکت ساختوساز استخر هستید و در فصل رکود قرار دارید، توصیههایی دربارهی چگونگی نگهداری از استخر در فصل زمستان برای مشتریان خود بفرستید. اگر کسبوکاری دارید که در زمستان فعالیت دارد، از فصل رکود برای انجام تجارت داوطلبانه استفاده کنید و عکسهایش را برای پایگاههای مصرفکنندگان خود ارسال کنید. یافتن راههای خاص برای ارتباط و تماس، اشتیاق مشتریان را حفظ و کسبوکار شما را برای موفقیت فصلی آماده میکند.
برگرفته از: inc.com
مترجم: میترا دانشور
ایده های کارآفرینی چطور شکل میگیرند؟
در این مقاله قصد داریم شما را با مجموعهای از اندیشهها و تجربهها دربارهی نوآوری آشنا کنیم که پیش از عملی کردن ایده های کارآفرینی مختلف باید آنها را در نظر بگیرید.
۱. «بهترین راه دستیابی به یک ایدهی خوب، داشتن ایدههای زیاد است»
حتما این حس را تجربه کردهاید که درست وقتی در تلاش برای یافتن یک «ایدهی خوب» هستید، مغزتان قفل میشود. علتش این است که دستیابی به ایده های کارآفرینی در گروی متفاوت اندیشیدن است. درنتیجه، باز بودن دریچههای ذهنی به روی همهی امکانات و احتمالات مهم است. وقتی این دریچهها بسته باشند و شما ایدههای خاصی را به اصطلاح «فیلتر» کنید و اجازه ورودشان را به مغزتان ندهید، پروسهی تفکر شما همگراست. تفکر همگرا به معنای ارائهی راهحلهای قدیمی در برابر یک مسئله یا همان تفکر منطقی است. اینجاست که احساس میکنید مغزتان قفل شده است و نمیتوانید به ایدههای متنوع فکر کنید. نکتهی کلیدی این است که به «تمام» ایدهها و راهحلهای مختلف، بدون در نظر گرفتن خوب، بد یا عجیب بودنشان فکر کنید. وقتی ایدههای بسیاری را بهعنوان مادهی اولیه در اختیار داشته باشید، میتوانید آنها را منظم، فیلتر و طبقهبندی کنید و سپس از میان آنها بهترین ایده را انتخاب کنید.
۲. «دستیابی به ایدههای عالی به زمان احتیاج دارد»
استیوِن جانسون عمرش را وقف مطالعهی منشأ ایده های کارآفرینی خوب کرد. نتیجهی مطالعات جانسون این بود که ایده های کارآفرینی خوب هرگز به صورت آنی به ذهن خطور نمیکنند. شکلگیری ایده های کارآفرینی عالی به زمان زیادی احتیاج دارد. شاید سالها طول بکشد تا ایدهی شما به اندازهی کافی در ذهنتان رشد کند و نمایان شود. پس شک نداشته باشید که ایده های کارآفرینی خوب یک شبه به فکرتان نمیرسند.
۳. «ایده های کارآفرینی خوب از تلاقی با ایدههای دیگر بهوجود میآیند»

نتیجهی دیگری که جانسون گرفت این بود که در تاریخ نوآوریهای بشر، شاهد موارد زیادی هستیم که در آنها فرد ایدهپرداز نه یک ایدهی کامل بلکه یک ایدهی نصفهونیمه را در ذهن خود پرورانده است. پس باید به دنبال سناریوهای درست باشید تا ایدههای شما با ایده های کارآفرینی دیگر تلاقی پیدا کنند و کامل شوند.
۴. «عقل سالم در بدن سالم است»
یک فرد سستعنصر و تنبل همیشه از سختی و مشقت عملی کردن ایدههایش میترسد. کارشناسان ورزشی ۳۰ تا ۴۰ دقیقه ورزش صبحگاهی را برای فعال کردن بدن و اکسیژن رساندن به مغز لازم میدانند. اگر بدن و ذهن شما فعال و پرانرژی باشد، خلاقیت ذهنی بیشتری خواهید داشت. تلاش فیزیکی لازمهی اندیشیدن به ایده های کارآفرینی و عملی کردن آنهاست. همه میتوانند ایدهپردازی کنند، اما عدهی بسیار کمی، اراده و انگیزهی عملی کردن ایدههایشان را دارند.
۵. «اگر محیط شما تغییر کند، ایدههای شما نیز تغییر خواهند کرد»
اگر گرفتار روزمرگی شدهاید و هر روز در معرض محرکهای تکراری قرار میگیرید، فکر کردن به ایدههای متفاوت برای شما بسیار سخت خواهد شد. اگر میخواهید متفاوت بیاندیشید، کارهای همیشگی را متفاوت انجام بدهید: اگر همیشه با دست راست مسواک میزنید، این بار با دست چپ مسواک بزنید، مسیر همیشگی رسیدن به خانه را تغییر بدهید، با افرادی از فرهنگهای متفاوت صحبت کنید، سفر کنید، ساعت مچیتان را در دست دیگرتان ببندید، غذاهای جدید را امتحان کنید، زبان جدیدی بیاموزید، رقص جدیدی یاد بگیرید، ترتیب لوازم و اشیاء دفتر کار یا خانهتان را تغییر بدهید. هر کاری که برای تغییر برنامهی همیشگی و متفاوت دیدن و احساس کردن انجام بدهید، به مغز شما امکان ایجاد شبکههای عصبی جدیدی را میدهد که در حل خلاقانهی مشکلات به شما کمک خواهند کرد.
۶. «ایده های کارآفرینی بد، راهِ رسیدن به ایدههای خوب هستند»
۱۰ ایدهی بد داشتن، بهتر از ۱ ایدهی خوب داشتن است. جالب اینجاست ایدهای که در آغاز بد بهنظر میرسد، در نهایت میتواند به یک ایدهی عالی تبدیل شود. اگر میخواهید بر خلاقیت خود بیفزایید، باید بر ترس از شکست ایدههای بد غلبه کنید. هر شکستی بهمنزلهی یک تجربهی عملی است که به شما در یافتن ایده های کارآفرینی بهتر کمک میکند. در واقع بسیای از نوآوریها زادهی یک اشتباه بودهاند.

برای نمونه به نِتفلیکس (Netflix) اشاره میکنیم که درحال حاضر تحسین همگان را برانگیخته است و قطعا یکی از جالبترین موارد کارآفرینی در وب است. هنگام آغاز به کار نتفلیکس در سال ۱۹۹۷، ایدهی ارائهی فیلم و سریال از طریق اشتراک، زیاد جالب نبود. در واقع زمانی که این ایده به ذهن مارک راندولف (Mark Randolph) خطور کرد، حتی فرمت DVD وجود نداشت و به همین دلیل کنار گذاشته شد. اما بعدها با رواج فرمت DVD، نتفلیکس متولد شد تا فیلمها را در قالب DVD بهصورت اینترنتی اجاره بدهد یا بفروشد. شرکت از همان مدل کسبوکار اولیه درسهای زیادی گرفت تا سرانجام به بزرگترین سکوی محتوای درخواستی در فضای وب تبدیل شد. در مسابقات Chindōgu که ژاپن برگزارکنندهی آنهاست، اختراعات خلاقانه اما عجیبی به نمایش گذاشته میشوند. اگر در اینترنت جستوجو کنید، نمونههای زیادی از این اختراعات را میبینید. شرکتهای بزرگ معمولا از رقبای شرکتکننده در این مسابقات حمایت مالی میکنند و از اختراعات عجیب آنها الهام میگیرند و متعاقبا محصولات جدیدی تولید میکنند که ازنظر تجاری پتانسیل رشد و ترقی را دارند.
۷. «مرزها و چالشهای خلاقانه، زمینهساز پیدایش ایده های کارآفرینی خوب میشوند»

فهرستی از منابع تهیه کنید و جسارت خود را به چالش بکشید. از فکر کردن به ملزومات این کار دست بردارید و در عوض به این فکر کنید که چگونه میتوانید با منابع موجود به استقبال چالشها بروید. وقتی ذهن به چالش کشیده میشود، فورا روی ارائهی راهحل تمرکز میکند. برای عملی کردن این پیشنهاد، یک ورق کاغذ بردارید و در وسط آن چالشی را که قصد دارید با ایده های کارآفرینی حل کنید، یادداشت کنید. سپس آن کاغذ را به دیوار بزنید و هر زمان که ایدهای به ذهنتان رسید، آن را پیرامون چالشی که در مرکز صفحه یادداشت کردهاید، بنویسید. بعد از گذشت مدتی خواهید دید ایدههای بسیاری را پیرامون چالش اصلی یادداشت کردهاید که همگی آنها مواد اولیهی شما برای پذیرش ریسک به حساب میآیند.
۸. «مسئله راهاندازی یک کسبوکار ارزشآفرین است، نه درآمدزا»
دغدغهی بیشتر کارآفرینان این است که «چه کسبوکاری درآمد بیشتری دارد؟» یا «پردرآمدترین کسبوکارها کدامند؟»، اما وقتی از آنها بپرسید: «شما که کارآفرین هستید، ایده های کارآفرینی را از کجا پیدا میکنید؟»، بیشتر آنها شناسایی نیازهای محیط را عامل یافتن ایده های کارآفرینی خود میدانند. درست است که هر کسبوکاری باید پاسخگوی بخشی از نیازهای جامعه یا گرهگشای یک مشکل یا ترند بازار باشد، اما این حقیقت که یک نیاز، مشکل یا فرصت وجود دارد به این معنا نیست که من بهترین فرد برای حل آن هستم. پیش از اینکه به دنبال ایدهها و فرصتها بروید، تکلیف خودتان را با اهدافتان روشن کنید. رؤیاها، آرزوها، مهارتها و استعدادهای شما چه هستند؟ هدف شما نباید یافتن ایده های کارآفرینی باشد، بلکه هدف اصلی یافتن ایده های کارآفرینی خودتان است. نقطهای که در آن رؤیاها، استعدادها و آرزوهای شما با نیازها، مشکلات و گرایشهای محیط همخوانی دارند؛ آنجاست که میتوانید ایده های کارآفرینی مناسب خودتان را پیدا کنید.
۹. «دستیابی به ایده های کارآفرینی حاصل تجربه است»
محققان روی بنیانگذاران ۱۵۰۰ شرکت از شرکتهای موفق ایالات متحده که سریعترین میزان رشد و ترقی را میان رقبای خود دارند، تحقیق کردهاند. هدف این تحقیق، یافتن منشأ ایده های کارآفرینی این افراد بود. ۴۴ درصد از این کارفرمایان ادعا کردند که منشأ ایده های کارآفرینی آنها حاصل تجربههایی بوده است که در مشاغل گذشته بهعنوان کارمند کسب کردهاند. این درصد حاوی دو نکتهی جالب است. نخست اینکه احتمال موفقیت شما در صنایعی که فرصت کار کردن در آنها را داشتهاید، بیشتر است و دوم اینکه اگر میخواهید کسبوکاری را راهاندازی کنید، اما بهطور کامل آمادگی آن را ندارید، عاقلانهترین کار این است که منصرف شوید و به فکر کار کردن در صنعتی باشید که دوست دارید خودتان در آینده راهاندازی کنید تا از این طریق تجربههای باارزشی را برای هدف آتی خود کسب کنید.
۱۰. «تنها آزمون واقعی یک ایده های کارآفرینی عملکرد آن در بازار است»
خوب یا بد بودن هیچ کسبوکاری تا زمانی که در عمل وارد بازار نشود، قابل پیشبینی نیست. اگر میخواهید پتانسیل واقعی ایدهی خود را بسنجید، باید برای معرفی آن به بازار شجاع باشید. پس بهتر است در آغاز محصول کوچکی با قابلیت رشد حداقل تولید و آن را آراسته کنید، در دسترس مشتریان قرار بدهید و منتظر نتیجه بمانید. پیتر دراکر (Peter Drucker) میگوید:
«ملاک سنجش یک نوآوری، تازه و بیسابقه بودن، محتوای علمی و نبوغ آن نیست بلکه موفقیت آن در بازار است».
مطلب مرتبط: ۱۰ ترند کسب و کار که باعث موفقیت در سال ۲۰۱۸ میشوند
۱۱. «ایدهی شما زمانی تغییر خواهد کرد که آن را عملی کنید»
فارغ از اینکه ایدهی شما چقدر عالی بهنظر میرسد، مطمئن باشید که در عمل به شدت تغییر خواهد کرد. پس آمادهی این تغییر باشید و هوشمندانه به انتقادات گوش بدهید. وقتی با مشتریان ارتباط برقرار میکنید، بازخوردهای باارزشی از آنها دریافت میکنید که به بهبود و مستحکم کردن ایده های کارآفرینی و محصولات شما کمک خواهند کرد.
۱۲. «نبوغ واقعی به معنای ساده کردن پیچیدگیهاست»
یکی دیگر از مشکلات بزرگ و شایع کارآفرینان این است که هدفشان تولید یک «محصول بیعیب ونقص» است. به همین منظور بهطور دائم ویژگیهایی را به محصولات خود اضافه میکنند. در آخر کار به جایی میرسد که هزینهی تولید محصولات بسیار بالا میشود و این از نقطهنظر تجاری قابلقبول نیست. مهمترین ویژگی محصول خود را تعریف و فقط روی آن تمرکز کنید. با یک ویژگی ساده و تأثیرگذار که مشتریپسند باشد، شروع کنید. به مرور و در نتیجهی تعامل با مشتریان و کسب تجربه میتوانید ویژگیهای دیگری را به محصول خود اضافه کنید.
۱۳. «مشتریان به مشکلاتشان اهمیت میدهند، نه راهحلهای شما»
مشتریان به دنبال محصولات یا خدمات نیستند؛ آنها در پی راهی برای حل مشکلاتشان هستند. کلِیتون کریسِنسِن (Clayton Christensen) در کتاب خود بهنام «The Solution of Innovators»، مفهوم شناخت وظیفه یا کاری که باید انجام داد را بهعنوان نقطهی شروعِ تحقیق دربارهی نوآوری معرفی کرده است. فهرستی تهیه کنید از تمام کارهایی که مشتری شما باید انجام بدهد تا بتواند مشکلی که شما برای رفع آن محصولتان را تولید کردهاید، حل کند. این فهرست مقاطعی از پروسه را که مشتری احساس ناامیدی میکند و تصمیم میگیرد کدام عناصر، پروسه را برای او سادهتر و لذتبخشتر خواهند کرد، مشخص میکند. محصولات خود را به شیوهای تولید کنید که پروسهی حل مشکل را سادهتر کند و در عین حال از ناامیدی مشتری بکاهد و بر رضایتش بیفزاید. چالش سختی است، اینطور نیست؟ با کمک بوم ارزش پیشنهادی (Value Proposition Canvas) میتوانید محصولات و خدماتی را ارائه کنید که واقعا مشکلات مشتریان شما را حل کنند.
۱۴. «درگیر مسئله شوید، نه راهحل»

وقتی خودتان را درگیر یک ایده کنید، ممکن است به اشتباه محصولاتی تولید کنید که مشتریان شما نه میخواهند و نه به آنها نیازی دارند. با تمرکز روی «مشکل» و نه «راهحل» آن، زاویهی دید شما نسبت به مدل کسبوکاری که قصد راهاندازی آن را دارید، وسیعتر خواهد شد.
۱۵. «داشتن یک ایدهی خوب به معنای داشتن یک کسبوکار خوب نیست»
تفاوت زیادی بین داشتن یک ایدهی خوب و یک محصول خوب و تفاوت بیشتری میان داشتن یک محصول خوب و یک کسبوکار خوب وجود دارد. برای تبدیل ایدهتان به یک کسبوکار، عناصر مختلفی را باید تعریف کنید و برای انجام این کار میتوانید از Lienzo برای خلق مدلهای کسبوکار استفاده کنید. Lienzo یک ابزار بصری است که ۹ عنصر کلیدی از عملیات یک شرکت را خلاصه میکند. این ابزار توسط الکساندر اُستِروالدِر در کتابش بهنام «Business Model Generation» معرفی شد. شرکت شما در بازار نه با محصولات، بلکه با مدلهای کسبوکار رقابت میکند.
۱۶. «به اشتراک گذاشتن ایده های کارآفرینی به آنها فرصت رشد میدهد»
ترس فلجکننده است. زمانی که از دزدیده شدن ایده های کارآفرینی خود ترس زیادی داشته باشیم، ترجیح میدهیم آنها را به زبان نیاوریم. اما از نظر تاریخی ثابت شده است که ایده های کارآفرینی زمانی رشد میکنند که با ایدههای دیگر تلاقی پیدا کنند.
مطلب مرتبط: چطور با شرکت های رقیب اهل تقلید کنار بیاییم؟
باید ایده های کارآفرینی خود را به زبان بیاورید تا فرصت رشد پیدا کنند و زمینهساز شروع پروژههای بزرگ شوند. آنها را به اشتراک بگذارید و از بازخوردها و نظراتی که دریافت میکنید نهایت استفاده را ببرید. با متخصصان و افراد بلندهمت تعامل و از ایدههای آنها استفاده کنید و برای چشمانداز پروژههای دیگری که در ذهن دارید از آنها الهام بگیرید. با این روش میتوانید به اطلاعات باارزشی که باعث رشد ایده های کارآفرینی شما میشوند، دست پیدا کنید.
هیچ چیز سریعتر از محبوس شدن یک ایده در ذهن، سبب مرگ آن نمیشود.
۱۷. «اگر بخشی از ایدهی خود نیستید، پس آن ایده از آنِ شما نیست»
اگر هر کسی بتواند ایده های کارآفرینی شما را قاپ بزند و آنها را اجرا کند، پس آن ایدهها به شما تعلق نداشتهاند. شما بهعنوان کارآفرین باید به ارزش ایده های کارآفرینی خود بیفزایید. تجربیات، دیدگاهها، تواناییها، شیوهی درک دنیای پیرامون و استعدادهای شما همگی باید در ایده های کارآفرینی شما نهفته باشند. فراموش نکنید که ایدهها را میتوان دزدید، اما استعداد را هرگز!
۱۸. «شاد بودن، خلاقیت شما را بیشتر میکند»
وقتی از کاری که انجام میدهید لذت میبرید، ایدههای خلاقانه آسانتر به ذهنتان میرسند. حتما کسبوکاری را انتخاب کنید که دوست دارید و همیشه به فکر راهی برای غافلگیر کردن مشتریان خود باشید. اگر از کاری که انجام میدهید انگیزه نمیگیرید، هر بار که به انجام آن مشغول شوید، دچار ناامیدی میشوید و جریان ورود ایدهها به مغزتان مسدود میشود.
۱۹. «شرکتهای بزرگ حاصل همکاری تیمهای عالی هستند نه ایدههای خوب»
این مهمترین درسی است که میتوانید در مورد عملی ساختن ایده های کارآفرینی بیاموزید. ایدهها و محصولات مدام درحال تغییر هستند و لحظات تردید و عدمقطعیت همیشه وجود دارند، بنابراین با افرادی معاشرت کنید که پر شوروشوق و متعهد هستند و آمادگی تلاش خستگیناپذیر برای عملی کردن ایده های کارآفرینی خود را دارند. بیشتر کسانی که برای نخستین بار متعهد به اندیشیدن دربارهی ایده های کارآفرینی میشوند، ذهن خود را درگیر یافتن یک «ایدهی تمام عیار» میکنند و به اشتباه تصور میکنند اگر به چنین ایدهای دست یابند، موفقیت در انتظارشان است. در عوض بهتر است روی ایجاد یک «تیم تمام عیار» تمرکز کنید.
۲۰. «نوآوری ماندگارتر از نبوغ است»
قصد نداریم ارزش نبوغ و خلاقیت ذاتی را کم جلوه بدهیم اما واقعیت این است که همهی ما از میزان بالایی از خلاقیت برخورداریم، با این تفاوت که عدهی بسیار کمی از ما ایدههایمان را باور میکنیم و حاضریم وقت، منابع، تلاش و انرژیمان را صرف عملی کردن آنها کنیم. از قرار معلوم کارآفرینان بزرگ زمان ما، افرادی مانند ایلان ماسک، استیو جابز و بیل گیتس همگی از قدرت تخیل بینظیری برخوردارند و برای عملی کردن تخیلاتشان سالهای زیادی را سرسختانه تلاش کردهاند و دست از امید برنداشتهاند.
۲۱. «ایدهی بد یا خوب وجود ندارد، فقط برخی از ایدهها بیشتر از ایدههای دیگر فرصت رشد داشتهاند»

در این مقاله چندین بار به مفهوم «ایدهی خوب» و «ایدهی بد» اشاره کردیم. در این مورد آخر نیز باید اشاره کنیم که ایده های کارآفرینی همیشه در مسیر رشد قرار دارند و تا حد زیادی به زمینه و شرایط متکی هستند. یک ایدهی به ظاهر «بد» فقط در زمان حال خام بهنظر میرسد و ممکن است با تغییر شرایط به یک «ایدهی خوب» تبدیل شود.
به نخستین فردی فکر کنید که ایدهی حملونقل افراد توسط یک وسیلهی نقلیهی عظیم با پرواز در آسمانها و عبور از قارهها با سرعت زیاد به ذهنش رسید. این ایده نیز بدون شک در آغاز بعید و غیرممکن بهنظر میرسید، اما امروزه استفاده از هواپیما بدون فکر کردن به نحوهی عملکرد آن، برای ما به یک امر کاملا عادی تبدیل شده است. ایدهای که شاید ازنظر ایدهپرداز اولیه غیرممکن مینمود، در نهایت به یک ایدهی خارقالعاده و مقرونبهصرفه تبدیل شد.
در پایان از شما دعوت میکنیم تمام ایدههایتان را روی کاغذ بنویسید، هرچند عجیبوغریب یا احمقانه بهنظر برسند. فهرست ایده های کارآفرینی خود را روی دیوار نصب کنید و تردید نداشته باشید که در بین همهی این ایدهها، فرصتهای بینظیری را برای راهاندازی یک کسبوکار پیدا خواهید کرد.
برگرفته از: Businessstudynotes.com
مترجم: زهرا ذوالقدر
ترندهای بازاریابی شبکه های اجتماعی در سال ۲۰۱۸
چتباتها به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی شبکه های اجتماعی خدمات مشتری را سرعت میبخشند

چتباتها (رباتهای سخنگو) دیگر مثل گذشته، دستگاههای رباتیک پرسروصدا نیستند. آنها باتهایی هستند که میتوانند با مشتریانی از سراسر جهان، در لحظه ارتباط برقرار کنند، مشکلات مشتریان را حل کنند و حتی پیتزا سفارش بدهند. امسال شاهد این هستیم که برندهای زیادی چتباتهای خود را با درجات مختلفی از موفقیت امتحان میکنند.
طبق دادههای سایت گارتنر (Gartner)، ۲۰ درصد از محتوای تجاری میتواند تا سال ۲۰۱۸ توسط ماشین تولید شود. اگر بتوان به ماشینها آموزش داد تا استوریهای اصیل و مرتبط تولید کنند، پتانسیل تبلیغات و بازاریابی شبکه های اجتماعی قطعا ارزش سرمایهگذاری دارد.
چتباتها به برندها فرصتی میدهند تا سریع با مخاطبشان تعامل کنند، به شکلی که حس شخصی به مشتری القا شود. همانطور که باتها هوشمندتر و بیشتر شبیه انسان میشوند، شما میتوانید صدای برند خود را سفارشی کنید و مستقیما پیامهای شخصی برای کاربران بفرستید. طبق گزارش فیسبوک ماهانه ۱۰۰هزار بات در پیامرسان فیسبوک فعال هستند که ارائهدهندهی پلتفرمی کاملا جدید برای بازاریابی شبکه های اجتماعی و ارتباط با مخاطبان محسوب میشود.
نسل هزاره سریعتر از دیگران چتباتها را میپذیرند و طبق آمار نزدیک به ۶۰ درصد از این نسل امروزه از چتباتها استفاده میکنند و ۷۱ درصد از آنها دوست دارند تجربهی چتبات یکی از برندهای اصلی را امتحان کنند.
پیشنهاد: اگر در حال حاضر از چتباتها استفاده نمیکنید، شاید سال ۲۰۱۸ سال امتحان کردن چتبات برای کسبوکارتان باشد. در حالی که طراحی چتبات فقط با در نظر گرفتن نسل هزاره آسان است، نباید کاربران مسنتر را که در پذیرش تکنولوژیهای جدید کندتر هستند فراموش کنید. قبل از راهاندازی یک چتبات، عملکرد آن را در میان طیفی از کاربران بالقوه آزمایش کنید. چند توصیه از سایت وی آر سوشال (We are Social) دربارهی ساخت و استفاده از چتباتها عبارتند از:
- ابتدا یک شخصیت (کاراکتر) بسازید.
- چتباتها احساسات دارند. قبل از کدنویسی، متن پیامهای بات را بنویسید.
- بیش از حد پیچیدهاش نکنید.
- از آدمها انتظار نداشته باشید که فقط چون چیز جدیدی است از آن استفاده کنند. به کاربران دلیلی برای استفاده از آن بدهید.
- اشتباهات بزرگ هم میتواند برای باتها و هم انسانها اتفاق بیفتد.
مطلب مرتبط: معرفی ۴ تکنولوژی موثر هوش مصنوعی برای کسبوکارها
بازاریابی شبکه های اجتماعی با استفاده از محتوای زودگذر به بهترین شکل توجهها را جلب میکند

استوریهای اسنپچت، اینستاگرام و فیسبوک منجر به محبوبیت محتوای زودگذر شده است. بسیاری از محتواهای زودگذر تا ۲۴ ساعت به اشتراک گذاشته میشوند و بعد برای همیشه از بین میروند. برندها حالا برای کانالهای اجتماعیشان محتوا میسازند و همچنین استراتژی جداگانهای برای محتوای زودگذر در بازاریابی شبکههای اجتماعی خود دارند.
محتوای زودگذر به شما اجازه میدهد بیشتر قابل اعتماد باشید. برندهای زیادی از پروفایل اینستاگرام خود انتشار برای بهترین و باکیفیتترین محتوا و از استوریها برای انتشار محتوای بیدرنگ استفاده میکنند. به دلیل ماهیت استوریها، محتوا طی چند ساعت از بین میرود و باعث میشود فالوئرهای شما برای مشاهدهی استوریهای شما سریع عمل کنند. این سرعت عمل میتواند برای بازاریابان سودمند باشد.
داشتن استرارتژی باکیفیت برای بازاریابی شبکه های اجتماعی یک ضرورت است! داستانسرایی، آیندهی محتوا در بازاریابی شبکههای اجتماعی است. امروزه National Geographic یک نمونهی عالی از علاقهمند نگه داشتن ۳۵۰ میلیون فالوئر در شبکههای اجتماعی است.
داشتن استوریهایی که در بالای فید فالوئرها ظاهر میشوند، به برند شما کمک میکند که همیشه در ذهن مخاطبان خود بماند. روزانه ۲۵۰ میلیون استوری به اشتراک گذاشته میشود و این رقم نشاندهندهی اهمیتِ یافتن راههای دیدن شدن میان رقباست.
پیشنهاد: به منظور دسترسی به مخاطبان با به کار بردن محتوای زودگذر در استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی برنامهریزی کنید. سعی کنید قابل اعتمادتر باشید و محتوای بیدرنگ ارائه دهید تا در کوتاهترین زمان ممکن مخاطبان را جذب کنید. یک استراتژی برای استوریتان در نظر بگیرید و برای آن زمان و فکر صرف کنید.
ظهور واقعیت افزوده بر بازاریابی شبکه های اجتماعی تأثیرگذار است

استفاده از واقعیت افزوده در موبایلها، روش خاص و جذابی برای دسترسی به مخاطبان است. بازاریابان میتوانند از این روشِ سریع، آسان و بسیار تعاملی بهره ببرند.
امسال اپل از iPhone 8 وiPhone X رونمایی کرد که برای کاربران تجربیات جدیدی از واقعیت افزوده را فراهم میکنند. بنابراین محتملتر است که کانالهای اجتماعی بیشتری برای معرفی شیوههای تازهی گنجاندن واقعیت افزوده در پلتفرمهایشان برنامهریزی کنند. اسنپچت ویژگی جدیدی از واقعیت افزوده را معرفی کرده است که به کاربران اجازه میدهد بیت موجی (Bitmoji) خودشان را بسازند و تصویر خودشان یا تصاویر دیگری را از طریق دوربین اسنپچت در جهان واقعی به تصویر بکشند.
به همین نحو، برندها میتوانند به زودی محصولاتشان را از طریق فیلترهای ویژه در داخل خانههای کاربران شبکههای اجتماعی نمایان کنند. برای مثال ایکیا (IKEA) نرمافزاری به نام پلِیس (Place) را معرفی کرد که کاربران به کمک آن میتوانند قبل از خرید، مبلمان را در خانههایشان ببینند. پیش از خرید، با نشان دادن نمای محصولات در فضای خانهی مشتریان، میتوان نرخ تبدیل را افزایش داد.
همزمان با رشد واقعیت افزوده، «ترس از عقب ماندن از دیگران در دنیای مجازی» به یک واقعیت تبدیل میشود. مردم کمکم احساس میکنند که در حال عقب ماندن از جهان رو به رشد هستند و میخواهند بخشی از آن باشند. بنابراین شبکههای اجتماعی به واقعیت افزوده کمک میکند که به جریان اصلی تبدیل شود. به ویژگیها و ابزارهایی که پلتفرمهای اجتماعی بزرگ مثل فیسبوک معرفی میکنند نگاه کنید و به دنبال راههایی برای پیوستن به این ترند باشید.
پیشنهاد: اگر قصد دارید از واقعیت افزوده استفاده کنید، مطمئن شوید که برای کاربرتان ارزشی به همراه دارد و قابل اشتراکگذاری است. بیدلیل از واقعیت افزوده استفاده نکنید. دانستن اینکه واقعیت افزوده چطور با استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی شما هماهنگ خواهد شد و اینکه این ویژگیها و ابزار جدید دیر یا زود چه چیزهایی را تسهیل خواهند کرد، اهمیت دارد.
مطلب مرتبط: ۱۰ ترند کسب و کار که باعث موفقیت در سال ۲۰۱۸ میشوند
اینفلوئنسر مارکتینگ به غلبهی خود در بازاریابی شبکه های اجتماعی ادامه میدهد

اینفلوئنسر مارکتینگ دیگر چیز جدیدی نیست. به دلیل اینکه اکثر متخصصان بازاریابی شبکه های اجتماعی میخواهند وارد این بازار شوند، آژانسها و برندها با چالشهای بسیار بیشتری مواجه هستند. محبوبیت اینفلوئنسر مارکتینگ، شناخت افراد قابلاعتماد را دشوار ساخته است.
از آنجا که مشتریان از اینفلوئنسرها اعتبار و اصالت میخواهند، برندهایی که به دنبال کار با اینفلوئنسرهای واقعی یا متخصصان صنعتی هستند، توجه بیشتری را به خود جلب خواهند کرد. بینندگان از دیدن برندهایی که از هر اینفلوئنسری با بیش از ۱۰ هزار فالوئر در اینستاگرام استفاده میکنند تا سفید کنندهی دندان یا شیکهای پروتئینی را تبلیغ کنند، خسته خواهند شد.
همچنین با وجود تعداد زیاد برندهایی که میخواهند با اینفلوئنسرها کار کنند، تأمل روی انتخاب این افراد و همکاری با آنها بیشتر خواهد شد. بنابراین، ایجاد روابط معنادار با اینفلوئنسرها در سال ۲۰۱۸ کلیدی است. حفظ این روابط، پیچیده و نیازمند پیامرسانی شخصی شده بر اساس فردی است که به عنوان اینفلوئنسر انتخاب شده است.
آیندهی اینفلوئنسر مارکتینگ شاهد تبدیل شدن برندها به متخصصان واقعی خواهد بود. دلیل این اتفاق این است که تعداد زیادی از برندها میخواهند با اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی کار کنند و نظرات آنها دیگر مورد اعتماد نیست.
پیشنهاد: باید اهداف مشخصی از کار با اینفلوئنسرها داشته باشید و در نظر بگیرید که آیا آنها به دستیابی شما به بهترین بازدهی سرمایهگذاری کمک خواهند کرد یا خیر. دریابید که مخاطب شما چه کسی را تاثیرگذار میداند و بر این اساس، با چنین افرادی روابط محکم برقرار کنید.
ویدئو بخش جداییناپذیر بازاریابی شبکه های اجتماعی است

در فرهنگی که اولویت با موبایل است، ویدئو مصرف اصلی ماست. در سال ۲۰۱۷، ۹۰ درصد از کل محتوای اشتراک گذاشته شده توسط کاربران در شبکههای اجتماعی ویدئو بوده است.
بزرگترین چالش این است که چطور میتوان توجه مخاطب را در ۳ ثانیهی اول جلب کرد؟
کت هان (Kat Hahn) که یک استراتژیست خلاق است در صفحهی فیسبوک سوشال مدیا ویک لندن (Social Media Week London) میگوید:
راهی غیر از ساختن ویدئوهای کوتاه ندارید.
برندهایی که هنوز از ویدئو به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی خود استفاده نکردهاند، باید دست به کار شوند. روش استفادهی ما از ویدئو در حال تغییر است. به گفتهی شان اونیل (Sean O’Neal) از شرکت ادپتلی (Adaptly)، تبلیغات ویدئویی سریعترین میزان رشد را در جهان دارد و هر سال سرعت رشدش دو برابر شده است. تا سال ۲۰۲۰، ویدئو ۸۰ درصد از کل ترافیک اینترنت مصرفکنندگان آنلاین را دربرخواهد گرفت و در نهایت نزدیکترین حالت به مکالمهی رودرروی شما با مخاطبانتان خواهد بود.
دیوید ویلدینگ (David Wilding) که رئیس برنامهریزی در توئیتر است، میگوید:
ویدئو یک استراتژی نیست، بلکه یک تاکتیک است.
قبل از اینکه به سمت ویدئو بروید، باید برای تدوین استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی خود اقدام کنید. اهداف مشخصی تعیین کنید و بیدلیل از ویدئو استفاده نکنید.
فیسبوک، اسنپچت، اینستاگرام و توئیتر همگی در ویدئو سرمایهگذاری میکنند تا به ایجاد علاقه و جذب فالوئر کمک کنند. از ابزاری مثل Facebook Live و Instam Lve استفاده کنید تا محتوای جدید و هیجانانگیز تولید کنید.
پیشنهاد: در آینده نزدیک تمام محتوای مصرفی ما ویدئو خواهد بود، بنابراین مطمئن شوید که تمام محتوای ویدئویی شما باکیفیت و جذاب است. برای اینکه بدانید مخاطبان شما دقیقا به دنبال چه چیزی هستند و مناسبترین محتوا از دید آنها چیست، تحقیقات لازم را انجام دهید و انواع مختلف محتوا را امتحان کنید. از قانون «طراحی برای پخش بدون صدا، رضایت در صورت پخش با صدا» پیروی کنید، چون افراد بیشتری شروع به دیدن ویدئوهای باصدا کردهاند و این روش هنوز ارزشمند است.
مطلب مرتبط: سه ترند ویدیو مارکتینگ که در سال ۲۰۱۸ غوغا میکند
دیدگاه متخصصان دربارهی بازاریابی شبکه های اجتماعی در سال ۲۰۱۸

در ادامه ۱۰ متخصص به این سؤال پاسخ دادهاند که «به نظر شما ترند کلیدی برای شبکههای اجتماعی در سال ۲۰۱۸ چه خواهد بود؟»
دایانا رِیفیلد (Diana Rayfield)، استراتژیست شبکههای اجتماعی – هارپ اینتراکتیو (Harp Interactive)
«سال ۲۰۱۸ شاهد افزایش قابل توجه کسبوکارها و برندهایی خواهد بود که از پیامرسان فیسبوک به عنوان یک ابزار پیشگام بازاریابی شبکه های اجتماعی در مقابل یک نرمافزار پیامرسان خصوصی واکنشگرا استفاده میکنند. (به گفتهی فیسبوک) با حضور ماهانه بیش از ۱/۲ میلیارد نفر در پیامرسان فیسبوک، بازاریابانی که از آن استفاده میکنند، مخصوصا افرادی که در این ترند جزو اولینها هستند، میتوانند انتظار نرخ دسترسی (Reach) و مشارکت (Engagement) فوقالعادهای داشته باشند. پاسخهای هوشمند، چتباتها و نرمافزارهای Embed شده میتوانند سه فرصت بازاریابی موفق را در پیامرسان فیسبوک به وجود بیاورند.»
نیل شافِر (Neal Schaffer)، استراتژیست شبکههای اجتماعی و نویسندهی «The Business of Influence»
«ترند اصلی برای شبکههای اجتماعی در سال ۲۰۱۸، اینفلوئنسر مارکتینگ خواهد بود. با تداوم دموکراسی در انتشار محتوا، کانالهای سنتی بازاریابی نفوذ کمتری خواهند داشت، در حالی که کاربران شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوا نفوذ بیشتری پیدا خواهند کرد. هر کسی میتواند اثرگذار باشد، بنابراین همین طور که بیش از پیش باید برای استفاده از شبکههای اجتماعی هزینه پرداخت کرد، هر کسبوکاری باید نوعی از استراتژی اینفلوئنسر مارکتینگ را در پیش بگیرد تا در بازاریابی شبکه های اجتماعی خود در سال ۲۰۱۸ مؤثرتر ظاهر شود. نمونهای از این استراتژیها، ترندی است که از محتوای تولید شده توسط کاربر حداکثر استفاده را میبرد. اگر بخواهید برای نمایش برند خود تولید محتوا کنید، چرا از یک اینفلوئنسر استفاده نکنید؟»
دیوید کریستوفر (David Christopher)، مدیر بازاریابی و رشد – تِیلویند (Tailwind)
«اگر بخواهم برای سال ۲۰۱۸ به یک ترند اشاره کنم، تنوع تبلیغات صرف شده در شبکههاست. امروزه تبلیغات فیسبوک آنقدر درآمدزاست که بازاریابان باهوش باید به شدت کارآمد شوند تا هنگام هدفگذاری روی مشتریان جدید در شبکه، به نتیجه برسند. هر زمان که پول زیادی وارد یک حراج میشود، عاقلانه است که وارد حراجهای دیگری شوید که پول کمتری وجود دارد. فکر میکنم در سال ۲۰۱۸ همچنان شاهد هستیم که بازاریابان هوشمند اجتماعی تنوع پیدا میکنند و یاد میگیرند که چطور به شکل مؤثر هزینههای تبلیغاتی را در سایر شبکههای اجتماعی مثل توئیتر، پینترست، لینکدین و حتی ردیت خرج کنند. در تجربهی ما در تیلویند، هر کدام از این شبکهها، شیوههای ارزشمند و منحصربهفردی را برای هدفگیری ارائه میکنند (برای مثال، مدیریت هدفگذاری در توئیتر و هدفگذاری روی کلیدواژه در پینترست) و میتوانند برای کاستن بخشی از هزینهی تبلیغات فیسبوکی فوقالعاده باشند.»
مایک آلتون (Mike Alton)، متخصص بازاریابی محتوا، نویسنده، مدیر ارشد بازاریابی – The Social Media Hat
«در حالی که اهمیت ویدئو، مخصوصا ویدئوی زنده، همچنان در سال پیش رو افزایش خواهد یافت، عامل اصلی متمایزکننده، تولید ویدئوهایی با کیفیت بالا و مرتبط است. همچنان که امکان پخش زنده از هر وسیلهای و از هر جایی رفته رفته تازگیاش را از دست خواهد داد، مخاطبان دیگر به تولیدکنندگان و پخشهایی که چیزی بیشتر از فعالیت روزانهی خود را به اشتراک نمیگذارند، توجه نخواهند کرد. استوریها نیز همین روال را خواهند داشت، صرفنظر از اینکه در اسنپچت به اشتراک گذاشته شدهاند یا در پیامرسان فیسبوک یا اینستاگرام. به زبان ساده، هر چه مخاطبان بیشتر غرق شبکههای اجتماعی شوند، کسبوکارها و بازاریابان باید در تولید محتوای ارزشمند بیشتر مهارت پیدا کنند. بنابراین، من انتظار دارم کیفیت کلی محتوای ویدئویی در سال ۲۰۱۸ ارتقاء پیدا کند.»
پَم مور (Pam Moore)، مدیرعامل – مارکتینگ ناتز (Marketing Nutz) «برندهای بیشتری به اینفلوئنسر مارکتینگ روی میآورند تا سراغ مخاطبانی بروند که امروز در دستیابی به آنها در تقلا هستند. به گفتهی لینکیا (Linqia)، ۸۶ درصد از برندها از اینفلوئنسر مارکتینگ به عنوان بخشی از یک استراتژی محتوا استفاده میکنند. با توجه به ظهور بازاریابی میکرو-اینفلوئنسر، برندها دیگر نیازی به صرف بودجههای میلیون دلاری روی اینفلوئنسرهای نامدار (ماکرو-اینفلوئنسرها) ندارند. در مقابل، بازاریابان حالا میتوانند قدرت میکرو-اینفلوئنسرها را درک کنند. هزینهی کار با این اینفلوئنسرها نه تنها کمتر است، بلکه این افراد معمولا زمان بیشتری دارند و مشتاقترند که با برندهای مناسب، چه بزرگ و چه کوچک، شریک شوند؛ برندهایی که به همکاری و احترام به ارزش فوقالعادهی مخاطبان خود علاقهمند هستند. این کار میتواند بازده سرمایهگذاری (ROI) بالایی برای برندها داشته باشد، چون ۸۲ درصد مشتریان از پیشنهادات یک میکرو-اینفلوئنسر پیروی میکنند (منبع: Expert City)»

کیتی لالان (Katy LaLanne)، بازاریاب محتوا – Sendible
«هر کارمند برند خودش است و در عین حال جزئی از گسترهی سازمان شما محسوب میشود. همچنانکه فرهنگ اجتماعی در محیط کار گسترش مییابد، فکر میکنم شاهد افزایش مشارکت در سطح شرکت و ساخت استوری در میان شبکههای اجتماعی در سال ۲۰۱۸ باشیم. ۶۴ درصد از نسل هزاره بر این باورند که شبکههای اجتماعی یکی از مؤثرترین کانالها برای برقراری ارتباط با برندها هستند (منبع: Microsoft)، اما وقتی به جای خود برند، کارمندان پیامها را ارسال کنند، اشتراکگذاری مجدد پیامها ۲۴ برابر بیشتر میشود. وقتی پشت یک برند یک چهره و داستان وجود داشته باشد، اعتماد بین مشتریان و برندها عمیقتر میشود و این زمانی است که اینفلوئنسر مارکتینگ وارد عمل میشود. فرصتهای اینفلوئنسر مارکتینگ را نادیده نگیرید. در سراسر سازمان خود، از ردههای بالا گرفته تا پایین، به دنبال رهبرانی باشید که بتوانند اعتماد مخاطبان شما را با آموزش و سرگرم کردن عمیقتر کنند.»
ریچارد سانلی (Richard Sunley)، پیشگام بازاریابی دفتر انگلیس – تاکواکر (Talkwalker)
«ما در حال حاضر گزینههای بسیار بیشتری داریم تا از طریق یکپارچهسازی داده و درک بهتر نحوهی تأثیر شبکههای اجتماعی بر هدف نهایی، فعالیت اجتماعی را به اثرگذاری کسبوکار پیوند بزنیم. شرکتهای موفق سیستمهای سنجش قوی را اجرا خواهند کرد. سیستمهایی که پیوند مستقیمی بین فعالیت اجتماعی و اهداف از قبل تعیینشده برقرار میکنند. فرقی نمیکند این اهداف چه باشند، ایمیل، ثبتنام، فروش e-commerce یا پخش یک پیام خاص.
حالا پلتفرمهای تحلیلی شبکههای اجتماعی با فراهم کردن ابزار و دانش تخصصی، به شرکتها برای انجام این کار کمک میکنند. بنابراین تکیه بر معیارهای پوچی مثل ریتوئیتها، لایکها و تعداد فالوئرها دیگر برای رضایت مشتریان یا مدیران رده بالا کافی نیست. پذیرش روزافزون تکولوژیهای جدید مثل تشخیص تصویر و تحلیل (Analytics) نیز به برندها کمک خواهد کرد تا تأثیر چیزهایی مثل فعالیت اسپانسری و محتوای تولید شده توسط کاربر را بسنجند؛ چیزهای که قبلا محاسبهی دقیقشان دشوار بوده است.»
لیلاک بولاک (Lilach Bullock)، متخصص شبکههای اجتماعی – لیلاک بولاک
«فکر میکنم سال ۲۰۱۸ سال هوش مصنوعی خواهد بود – این حوزه با اینکه هنوز در مراحل اولیه قرار دارد، محبوبیت زیادی به دست آورده و رشد ثابتی داشته است. با این حال در سال ۲۰۱۸، شاهد فعالیت بیشتری در این بخش خواهیم بود. برای مثال چتباتها در سال گذشته با درجهی موفقیت بالایی به کار گرفته شدند و کمکم میبینیم که به شکل گستردهتر استفاده میشوند. احتمالا موارد استفادهی بیشتری از واقعیت افزوده خواهیم دید، مخصوصا با در نظر گرفتن آیفونهای جدید که قابلیتهای عظیمی هم برای کاربر معمولی و هم برندها و بازاریابان دارند. با این حال، شخصا مشتاقانه منتظرم ببینم که با دسترسپذیرتر شدن هوش مصنوعی، چه ابزارهای جدیدی ظاهر خواهند شد.»
لوک برینلی–جونز (Luke Brynley-Jones) مؤسس اواِستی مارکتینگ (OST Marketing)
«شرکتها به سرمایهگذاری در تبلیغات اجتماعی و مخصوصا تبلیغات ویدئویی ادامه خواهند داد تا از دستیابی کم هزینه و به شدت هدفمند (به ویژه از طریق فیسبوک) بهره ببرند. در عین حال، آنها از علایق مشتریان خود، مزایای ایجاد روابط و مشارکت منظم چشمپوشی خواهند کرد و در سنجش هرگونه شاخص کلیدی ارزشمند عملکرد (KPI) که فراتر از کلیکهای وب باشد ناکام میمانند، به همان اندازه که در سال ۲۰۱۷ و سالهای قبل ناکام بودهاند. وجه مثبت آینده این است که اینفلوئنسر مارکتینگ همراه با پشتیبانی کارمندان، برای کسانی که حاضر به سرمایهگذاری در این حوزه هستند، مزیت خواهد داشت.»
ورونیکا بارانووسکا (Veronika Baranovska)، متخصص بازاریابی محتوا – Sendible
«ارتباطات شخصی و عیمقتر بین برندها و کاربران شبکههای اجتماعی، اتوماسیون و تکرار کمتر، مشارکت بیدرنگ بیشتر و سرمایهگذاری روی میکرو-لحظهها (Micro-moments) با هدف خشنود کردن فالوئرهای شبکههای اجتماعی شما. پذیرش عمومی ویدئوی زنده و نوعی از محتوا به شکل استوریهای اسنپچت/اینستاگرام، به بازاریابان فشار میآورد تا به تولید و انتشار محتوا بپردازند. پس توصیه این است که برای کمپینها برنامهریزی کنید و برای آنچه میتوانید انجام بدهید برنامهی زمانی بچینید، اما زمان بیشتری را به ارتباط با مخاطبان خود اختصاص دهید. حتی یک یا دو بار در هفته هم خوب است. با ابزارهایی مثل Canva و Adobe Spark بیشتر کار کنید تا مهارتهای طراحی و ویرایش ویدئویتان را تقویت کنید.»
در یک کلام، چه برای وارد کردن ویدئو به استراتژیتان برنامهریزی میکنید و چه میخواهید شروع به استفاده از چتباتها کنید، حتما برای اجرای این تاکتیکها یک برنامهی کامل تهیه کنید. آیا با این پیشبینیها موافق هستید؟ فکر میکنید بهتر است بازاریابها در چه زمینههای دیگری سرمایهگذاری کنند؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.
برگرفته از: smartinsights.com
مترجم: میترا دانشور