دستورالعمل تضمینی برای ایجاد یک کمپین کسب و کار موفق

مخاطبان هدف
ین مورد جزو المان های اساسی هر کمپین بازاریابی است؛ بدون این المان، کمپینمان را میان راه عامه مردم می گذاریم تا شاید مورد توجه یک عده از افراد قرار بگیرد. تا سال ها پیش بازاریابی سنتی در روزنامه ها و کمپین های تبلیغاتی تلویزیونی همین رویکرد را دنبال می کرد. اما بعد از مدتی مدیران بازاریابی باهوش تر شدند و فهمیدند اگر میان کارتون های صبح پنجشنبه عروسک تبلیغ کنند، بچه ها از والدینشان خواهش می کنند اسباب بازی را برایشان تهیه کنند. برای تبلیغ خوراکی ها هم کافی بود زمانبندی را از کارتون های صبح به سریال های شب تغییر بدهند تا توجه نوجوان ها را جلب کنند. مدتی بعد هم متوجه شدند می توانند تبلیغات آبجو را بین مسابقات فوتبال پخش کنند. در طول این مدت بازاریاب ها مهارت و تخصص بیشتری پیدا کرده اند و دقیقا می دانند مخاطب هدف هر محصول یا کمپین بازاریابی باید چه کسی باشد.
نکته اساسی همین است؛ باید مخاطب و ویژگی هایش را به دقت تعریف کنیم؛ باید ببینیم دنبال چه چیزی است، چطور خرید می کند، برای چه محصولات و خدماتی ارزش قائل است. باید جنسیت، محدوده سنی، و سایر مشخصاتش را تعیین کنیم و در گروه مخاطبان هدف قرارش بدهیم. برای شناسایی مخاطبان هدف و گروهبندی شان، ابزارهای متعددی وجود دارد که می توانیم به راحتی استفاده کنیم.

متمایز کردن محصول
در شرایطی که این تعداد شرکت سعی دارند کمپین بازاریابی شان را اجرا کنند و مخاطبان هدف ما را بقاپند، باید سعیمان را کنیم تا محصولات و خدماتمان از سایر رقبا متمایز شود. درصورتی که بهترین ویژگی های محصول را هایلایت کنیم، مخاطب متوجه ارزش هسته پیشنهادمان می شود. رقابت موجود در بازار هرچقدر سنگین و پیچیده باشد، باید رویکردی پیش بگیریم که از سایرین متمایز شویم. برای اینکه متوجه شویم نقطه تمایز محصولات و خدماتمان در چیست، می توانیم از برنامه هایی مثل آی ریسرچ استفاده کنیم؛ این قبیل پلتفرم های اینترنتی به شرکت ها امکان می دهند اطلاعات مشتریان را هرجای دنیا که باشند، به سرعت و با هزینه مناسبی به دست بیاورند. با بررسی داده های خام مشتری ها می توانیم متوجه شویم محصولات و خدماتمان را چطور باید از سایر محصولات و خدمات متمایز کنیم. باید روی مزایای محصولات تاکید کنیم و با اهداف و نیازهای جامعه هدف منطبقشان کنیم.

پلتفرم ها
کمپین بازاریابی مان باید اصولا روی کانال هایی تمرکز کند که مخاطبان هدفمان استفاده می کنند؛ در غیر این صورت فعالیت هایمان برای مجموعه هیچ بازگشت سرمایه ای به دنبال نخواهند داشت. این المان از کمپین بازاریابی باید کاملا منحصربفرد باشد. برخی از کانال های اجتماعی مثل فیسبوک و اینستاگرم عمومی هستند، اما برخی دیگر مستلزم انجام پژوهش های عمقی تر هستند تا مشخص شود برای مجموعه کارایی دارند یا خیر. مثلا اسنپ چت و پینترست بیشتر مناسب کسب و کارهای حوزه مد و محصولات نوجوان ها هستند. در مرحله هدفگذاری مخاطبان باید بررسی کنیم روی چه کانال هایی با شرکت ها تعامل می کنند تا پلتفرم های موردنظرمان را بهتر انتخاب کنیم.
مطلب مرتبط: ۵ کمپین موفق رسانههای اجتماعی که میتوانند الگو باشند

زمانبندی
تاریخ عرضه کمپین هم به نوبه خود حائز اهمیت است. باید اطلاعات را در زمان مناسب، یعنی وقتی به مخاطب ارائه کنیم که آمادگی خرید داشته باشد. زمانبندی مان می تواند براساس فصل هایی که مشتریان تمایل بیشتری به خرید پیدا می کنند یا هر مورد دیگری باشد، در هرحال باید در تقویم بازاریابی مان گنجانده شود. برای این کار می توانیم از ابزارهایی مثل کوسکجول که جزو بهترین تقویم های بازاریابی است و در بیش از ۱۰۰ کشور دنیا استفاده می شود کمک بگیریم. این قبیل ابزارها امکان می دهند تاکتیک های بازاریابی مختلفمان را سازماندهی و پیاده سازی کنیم و تمام کمپین های بازاریابی مان را در کنارهم مرور کنیم.

هدف
باید بیان هدفمان دقیقا مشخص باشد؛ باید بدانیم هدف برندمان چیست، برای چه به وجود آمده و قرار است چه کار کند. هدف کسب و کارها معمولا این است که به مخاطبان ارزش افزوده ای، در قالب یک راه حل ارائه کنند. در همین بخش باید معین کنیم هر کمپین قرار است به چه اهدافی دست پیدا کند. مثلا قرار است ترافیک وبسایت، نرخ تبدیل مشتری ها، تعداد مشتریان بالقوه، دانلودها، لایک ها یا فالوئرها را افزایش بدهد؟ هر کمپین باید یک هدف اصلی داشته باشد و در کل به اهداف کلی بازاریابی مان مرتبط باشد. نکته دیگر اینکه هدفمان باید تعدادی مؤلفه کمّی هم داشته باشد تا بتوانیم با استفاده از ابزارهای تحلیلگر مشخص کنیم به هدف موردنظر دست پیدا کرده ایم یا خیر.
تست و اعمال تغییرات به صورت منظم
تمام سرآشپزها می دانند هربار بعد از اینکه دستور جدیدی را امتحان می کنند، باید غذا را تست کنند تا مطمئن شوند ترکیب مواد مطلوب بوده است یا خیر. همین متد در مورد کمپین های بازاریابی هم مصداق دارد. تنها راه برای اینکه بفهمیم المان های صحیح را به اندازه کافی به دستورمان اضافه کرده ایم، این است که کمپین را تحلیل کنیم.
باید المان ها را مرتبا تغییر بدهیم تا به بهترین ترکیب ممکن برسیم؛ مطمئنا تلاشمان نهایتا جواب می دهد و بهترین نتیجه را می گیریم.
برگرفته از: entrepreneur.com




اگر صاحبان تجارت های کوچک بخواهند دادههای تحقیقات بازار را گردآوری کنند، میتوانند از ابزار DIY در زمینهی تحقیقات، نظرسنجی و مطالعات آنلاین نیز استفاده کنند. به عقیدهی سانکاران این امر میتواند رویکرد مفیدی باشد، بهویژه اگر اطلاعات مربوط به مشتریان بهطور کارآمدی حفظ شوند. دابنی هم استفاده از اطلاعاتی که دسترسی به آنها آسان است، یعنی تحلیلها و آمارهای تجارت الکترونیک را توصیه میکند. برای مثال میتوانید به گردش مشتری در وب سایت نگاهی بیندازید تا دریابید: چند نفر در حال بازدید سایت هستند؟ موقعیت مکانیشان کجاست؟ قدم بعدی آنها پس از ورود به سایت چیست؟ چند نفر تا مرحلهی آخر خرید پیش میروند؟ و چند نفر مبلغ را پرداخت میکنند؟ برای جستجوی این الگوها و بررسی محتوا، عبارات سرچ مشهور، علایم راهنما و پیشنهادات مختلف از هوش بازار استفاده میشود. اگر تجارت شما به اندازهی کافی بزرگ است، شاید بتوانید برای انجام این بررسیها یک تحلیلگر هوش بازار استخدام کنید. تحلیلگر به عنوان متخصص این حوزه میتواند با برقراری ارتباط با سازندگان، پخشکنندگان، مشتریان و سایر کسانی که در ساخت، تولید و توزیع محصولات یک شرکت دخیل هستند، تصویر دقیقتر و متنوعتری از بازار ارائه دهد. این نوع برقراری ارتباط در کنار اطلاعاتی در قالب اعداد و ارقام و نمودار (Hard Data) و تحقیقات بازاریابی، بخش عمدهی هوش بازار یک تجارت را تشکیل میدهد. به محض اینکه این اطلاعات پردازش شوند، مشاغل میتوانند از آن برای اتخاذ تصمیمات مهم از جمله ایجاد فرصتهای در بازار و ایجاد معیارهای توسعه و بهبود بازار استفاده کنند.
پیگیری تمام اطلاعاتی که از طریق هوش بازار به دست میآید میتواند برای تجارت های کوچک به یک کار وقتگیر تبدیل شود. اما جای نگرانی نیست. ابزار آنلاین بسیار زیادی وجود دارند که به شما کمک میکنند هوش بازار خود را گردآوری، تحلیل کنید. برای تجارت هایی که به یک سیستم هوش تجاری نیاز دارند، آپشنهای نرمافزاری رایجی از جمله پنتاهو (Pebtaho) و سیسنس (Sisense) وجود دارد. دیگر اینکه، خدمات رایانش ابری همچون اوراکل (Oracle) و برست (Birst) میکنند تا بهراحتی هوش تجاری را در میان واحدهای سازمانی خود به اشتراک بگذارید. میتوانید راهکارهای وبسایتهایی نظیر G2 ،Crowd ،Software Advice و Top Ten Reviews را مقایسه کنید. همانطور که تجارت شما رشد میکند و توسعه مییابد ممکن است با چالشهای جدیدی مواجه شود. این چالشها به آن معناست که باید زمان کافی را به گردآوری هوش (اطلاعات) اختصاص بدهید. دابنی عقیده دارد که همزمان با افزایش میزان اطلاعات، ممکن است برای بررسی و دستکاری اطلاعات لازم باشد ابزار آماری و تکنولوژیهای پیچیدهتری را بهکار بگیرید.