ایده های کارآفرینی چطور شکل میگیرند؟
در این مقاله قصد داریم شما را با مجموعهای از اندیشهها و تجربهها دربارهی نوآوری آشنا کنیم که پیش از عملی کردن ایده های کارآفرینی مختلف باید آنها را در نظر بگیرید.
۱. «بهترین راه دستیابی به یک ایدهی خوب، داشتن ایدههای زیاد است»
حتما این حس را تجربه کردهاید که درست وقتی در تلاش برای یافتن یک «ایدهی خوب» هستید، مغزتان قفل میشود. علتش این است که دستیابی به ایده های کارآفرینی در گروی متفاوت اندیشیدن است. درنتیجه، باز بودن دریچههای ذهنی به روی همهی امکانات و احتمالات مهم است. وقتی این دریچهها بسته باشند و شما ایدههای خاصی را به اصطلاح «فیلتر» کنید و اجازه ورودشان را به مغزتان ندهید، پروسهی تفکر شما همگراست. تفکر همگرا به معنای ارائهی راهحلهای قدیمی در برابر یک مسئله یا همان تفکر منطقی است. اینجاست که احساس میکنید مغزتان قفل شده است و نمیتوانید به ایدههای متنوع فکر کنید. نکتهی کلیدی این است که به «تمام» ایدهها و راهحلهای مختلف، بدون در نظر گرفتن خوب، بد یا عجیب بودنشان فکر کنید. وقتی ایدههای بسیاری را بهعنوان مادهی اولیه در اختیار داشته باشید، میتوانید آنها را منظم، فیلتر و طبقهبندی کنید و سپس از میان آنها بهترین ایده را انتخاب کنید.
۲. «دستیابی به ایدههای عالی به زمان احتیاج دارد»
استیوِن جانسون عمرش را وقف مطالعهی منشأ ایده های کارآفرینی خوب کرد. نتیجهی مطالعات جانسون این بود که ایده های کارآفرینی خوب هرگز به صورت آنی به ذهن خطور نمیکنند. شکلگیری ایده های کارآفرینی عالی به زمان زیادی احتیاج دارد. شاید سالها طول بکشد تا ایدهی شما به اندازهی کافی در ذهنتان رشد کند و نمایان شود. پس شک نداشته باشید که ایده های کارآفرینی خوب یک شبه به فکرتان نمیرسند.
۳. «ایده های کارآفرینی خوب از تلاقی با ایدههای دیگر بهوجود میآیند»

نتیجهی دیگری که جانسون گرفت این بود که در تاریخ نوآوریهای بشر، شاهد موارد زیادی هستیم که در آنها فرد ایدهپرداز نه یک ایدهی کامل بلکه یک ایدهی نصفهونیمه را در ذهن خود پرورانده است. پس باید به دنبال سناریوهای درست باشید تا ایدههای شما با ایده های کارآفرینی دیگر تلاقی پیدا کنند و کامل شوند.
۴. «عقل سالم در بدن سالم است»
یک فرد سستعنصر و تنبل همیشه از سختی و مشقت عملی کردن ایدههایش میترسد. کارشناسان ورزشی ۳۰ تا ۴۰ دقیقه ورزش صبحگاهی را برای فعال کردن بدن و اکسیژن رساندن به مغز لازم میدانند. اگر بدن و ذهن شما فعال و پرانرژی باشد، خلاقیت ذهنی بیشتری خواهید داشت. تلاش فیزیکی لازمهی اندیشیدن به ایده های کارآفرینی و عملی کردن آنهاست. همه میتوانند ایدهپردازی کنند، اما عدهی بسیار کمی، اراده و انگیزهی عملی کردن ایدههایشان را دارند.
۵. «اگر محیط شما تغییر کند، ایدههای شما نیز تغییر خواهند کرد»
اگر گرفتار روزمرگی شدهاید و هر روز در معرض محرکهای تکراری قرار میگیرید، فکر کردن به ایدههای متفاوت برای شما بسیار سخت خواهد شد. اگر میخواهید متفاوت بیاندیشید، کارهای همیشگی را متفاوت انجام بدهید: اگر همیشه با دست راست مسواک میزنید، این بار با دست چپ مسواک بزنید، مسیر همیشگی رسیدن به خانه را تغییر بدهید، با افرادی از فرهنگهای متفاوت صحبت کنید، سفر کنید، ساعت مچیتان را در دست دیگرتان ببندید، غذاهای جدید را امتحان کنید، زبان جدیدی بیاموزید، رقص جدیدی یاد بگیرید، ترتیب لوازم و اشیاء دفتر کار یا خانهتان را تغییر بدهید. هر کاری که برای تغییر برنامهی همیشگی و متفاوت دیدن و احساس کردن انجام بدهید، به مغز شما امکان ایجاد شبکههای عصبی جدیدی را میدهد که در حل خلاقانهی مشکلات به شما کمک خواهند کرد.
۶. «ایده های کارآفرینی بد، راهِ رسیدن به ایدههای خوب هستند»
۱۰ ایدهی بد داشتن، بهتر از ۱ ایدهی خوب داشتن است. جالب اینجاست ایدهای که در آغاز بد بهنظر میرسد، در نهایت میتواند به یک ایدهی عالی تبدیل شود. اگر میخواهید بر خلاقیت خود بیفزایید، باید بر ترس از شکست ایدههای بد غلبه کنید. هر شکستی بهمنزلهی یک تجربهی عملی است که به شما در یافتن ایده های کارآفرینی بهتر کمک میکند. در واقع بسیای از نوآوریها زادهی یک اشتباه بودهاند.

برای نمونه به نِتفلیکس (Netflix) اشاره میکنیم که درحال حاضر تحسین همگان را برانگیخته است و قطعا یکی از جالبترین موارد کارآفرینی در وب است. هنگام آغاز به کار نتفلیکس در سال ۱۹۹۷، ایدهی ارائهی فیلم و سریال از طریق اشتراک، زیاد جالب نبود. در واقع زمانی که این ایده به ذهن مارک راندولف (Mark Randolph) خطور کرد، حتی فرمت DVD وجود نداشت و به همین دلیل کنار گذاشته شد. اما بعدها با رواج فرمت DVD، نتفلیکس متولد شد تا فیلمها را در قالب DVD بهصورت اینترنتی اجاره بدهد یا بفروشد. شرکت از همان مدل کسبوکار اولیه درسهای زیادی گرفت تا سرانجام به بزرگترین سکوی محتوای درخواستی در فضای وب تبدیل شد. در مسابقات Chindōgu که ژاپن برگزارکنندهی آنهاست، اختراعات خلاقانه اما عجیبی به نمایش گذاشته میشوند. اگر در اینترنت جستوجو کنید، نمونههای زیادی از این اختراعات را میبینید. شرکتهای بزرگ معمولا از رقبای شرکتکننده در این مسابقات حمایت مالی میکنند و از اختراعات عجیب آنها الهام میگیرند و متعاقبا محصولات جدیدی تولید میکنند که ازنظر تجاری پتانسیل رشد و ترقی را دارند.
۷. «مرزها و چالشهای خلاقانه، زمینهساز پیدایش ایده های کارآفرینی خوب میشوند»

فهرستی از منابع تهیه کنید و جسارت خود را به چالش بکشید. از فکر کردن به ملزومات این کار دست بردارید و در عوض به این فکر کنید که چگونه میتوانید با منابع موجود به استقبال چالشها بروید. وقتی ذهن به چالش کشیده میشود، فورا روی ارائهی راهحل تمرکز میکند. برای عملی کردن این پیشنهاد، یک ورق کاغذ بردارید و در وسط آن چالشی را که قصد دارید با ایده های کارآفرینی حل کنید، یادداشت کنید. سپس آن کاغذ را به دیوار بزنید و هر زمان که ایدهای به ذهنتان رسید، آن را پیرامون چالشی که در مرکز صفحه یادداشت کردهاید، بنویسید. بعد از گذشت مدتی خواهید دید ایدههای بسیاری را پیرامون چالش اصلی یادداشت کردهاید که همگی آنها مواد اولیهی شما برای پذیرش ریسک به حساب میآیند.
۸. «مسئله راهاندازی یک کسبوکار ارزشآفرین است، نه درآمدزا»
دغدغهی بیشتر کارآفرینان این است که «چه کسبوکاری درآمد بیشتری دارد؟» یا «پردرآمدترین کسبوکارها کدامند؟»، اما وقتی از آنها بپرسید: «شما که کارآفرین هستید، ایده های کارآفرینی را از کجا پیدا میکنید؟»، بیشتر آنها شناسایی نیازهای محیط را عامل یافتن ایده های کارآفرینی خود میدانند. درست است که هر کسبوکاری باید پاسخگوی بخشی از نیازهای جامعه یا گرهگشای یک مشکل یا ترند بازار باشد، اما این حقیقت که یک نیاز، مشکل یا فرصت وجود دارد به این معنا نیست که من بهترین فرد برای حل آن هستم. پیش از اینکه به دنبال ایدهها و فرصتها بروید، تکلیف خودتان را با اهدافتان روشن کنید. رؤیاها، آرزوها، مهارتها و استعدادهای شما چه هستند؟ هدف شما نباید یافتن ایده های کارآفرینی باشد، بلکه هدف اصلی یافتن ایده های کارآفرینی خودتان است. نقطهای که در آن رؤیاها، استعدادها و آرزوهای شما با نیازها، مشکلات و گرایشهای محیط همخوانی دارند؛ آنجاست که میتوانید ایده های کارآفرینی مناسب خودتان را پیدا کنید.
۹. «دستیابی به ایده های کارآفرینی حاصل تجربه است»
محققان روی بنیانگذاران ۱۵۰۰ شرکت از شرکتهای موفق ایالات متحده که سریعترین میزان رشد و ترقی را میان رقبای خود دارند، تحقیق کردهاند. هدف این تحقیق، یافتن منشأ ایده های کارآفرینی این افراد بود. ۴۴ درصد از این کارفرمایان ادعا کردند که منشأ ایده های کارآفرینی آنها حاصل تجربههایی بوده است که در مشاغل گذشته بهعنوان کارمند کسب کردهاند. این درصد حاوی دو نکتهی جالب است. نخست اینکه احتمال موفقیت شما در صنایعی که فرصت کار کردن در آنها را داشتهاید، بیشتر است و دوم اینکه اگر میخواهید کسبوکاری را راهاندازی کنید، اما بهطور کامل آمادگی آن را ندارید، عاقلانهترین کار این است که منصرف شوید و به فکر کار کردن در صنعتی باشید که دوست دارید خودتان در آینده راهاندازی کنید تا از این طریق تجربههای باارزشی را برای هدف آتی خود کسب کنید.
۱۰. «تنها آزمون واقعی یک ایده های کارآفرینی عملکرد آن در بازار است»
خوب یا بد بودن هیچ کسبوکاری تا زمانی که در عمل وارد بازار نشود، قابل پیشبینی نیست. اگر میخواهید پتانسیل واقعی ایدهی خود را بسنجید، باید برای معرفی آن به بازار شجاع باشید. پس بهتر است در آغاز محصول کوچکی با قابلیت رشد حداقل تولید و آن را آراسته کنید، در دسترس مشتریان قرار بدهید و منتظر نتیجه بمانید. پیتر دراکر (Peter Drucker) میگوید:
«ملاک سنجش یک نوآوری، تازه و بیسابقه بودن، محتوای علمی و نبوغ آن نیست بلکه موفقیت آن در بازار است».
مطلب مرتبط: ۱۰ ترند کسب و کار که باعث موفقیت در سال ۲۰۱۸ میشوند
۱۱. «ایدهی شما زمانی تغییر خواهد کرد که آن را عملی کنید»
فارغ از اینکه ایدهی شما چقدر عالی بهنظر میرسد، مطمئن باشید که در عمل به شدت تغییر خواهد کرد. پس آمادهی این تغییر باشید و هوشمندانه به انتقادات گوش بدهید. وقتی با مشتریان ارتباط برقرار میکنید، بازخوردهای باارزشی از آنها دریافت میکنید که به بهبود و مستحکم کردن ایده های کارآفرینی و محصولات شما کمک خواهند کرد.
۱۲. «نبوغ واقعی به معنای ساده کردن پیچیدگیهاست»
یکی دیگر از مشکلات بزرگ و شایع کارآفرینان این است که هدفشان تولید یک «محصول بیعیب ونقص» است. به همین منظور بهطور دائم ویژگیهایی را به محصولات خود اضافه میکنند. در آخر کار به جایی میرسد که هزینهی تولید محصولات بسیار بالا میشود و این از نقطهنظر تجاری قابلقبول نیست. مهمترین ویژگی محصول خود را تعریف و فقط روی آن تمرکز کنید. با یک ویژگی ساده و تأثیرگذار که مشتریپسند باشد، شروع کنید. به مرور و در نتیجهی تعامل با مشتریان و کسب تجربه میتوانید ویژگیهای دیگری را به محصول خود اضافه کنید.
۱۳. «مشتریان به مشکلاتشان اهمیت میدهند، نه راهحلهای شما»
مشتریان به دنبال محصولات یا خدمات نیستند؛ آنها در پی راهی برای حل مشکلاتشان هستند. کلِیتون کریسِنسِن (Clayton Christensen) در کتاب خود بهنام «The Solution of Innovators»، مفهوم شناخت وظیفه یا کاری که باید انجام داد را بهعنوان نقطهی شروعِ تحقیق دربارهی نوآوری معرفی کرده است. فهرستی تهیه کنید از تمام کارهایی که مشتری شما باید انجام بدهد تا بتواند مشکلی که شما برای رفع آن محصولتان را تولید کردهاید، حل کند. این فهرست مقاطعی از پروسه را که مشتری احساس ناامیدی میکند و تصمیم میگیرد کدام عناصر، پروسه را برای او سادهتر و لذتبخشتر خواهند کرد، مشخص میکند. محصولات خود را به شیوهای تولید کنید که پروسهی حل مشکل را سادهتر کند و در عین حال از ناامیدی مشتری بکاهد و بر رضایتش بیفزاید. چالش سختی است، اینطور نیست؟ با کمک بوم ارزش پیشنهادی (Value Proposition Canvas) میتوانید محصولات و خدماتی را ارائه کنید که واقعا مشکلات مشتریان شما را حل کنند.
۱۴. «درگیر مسئله شوید، نه راهحل»

وقتی خودتان را درگیر یک ایده کنید، ممکن است به اشتباه محصولاتی تولید کنید که مشتریان شما نه میخواهند و نه به آنها نیازی دارند. با تمرکز روی «مشکل» و نه «راهحل» آن، زاویهی دید شما نسبت به مدل کسبوکاری که قصد راهاندازی آن را دارید، وسیعتر خواهد شد.
۱۵. «داشتن یک ایدهی خوب به معنای داشتن یک کسبوکار خوب نیست»
تفاوت زیادی بین داشتن یک ایدهی خوب و یک محصول خوب و تفاوت بیشتری میان داشتن یک محصول خوب و یک کسبوکار خوب وجود دارد. برای تبدیل ایدهتان به یک کسبوکار، عناصر مختلفی را باید تعریف کنید و برای انجام این کار میتوانید از Lienzo برای خلق مدلهای کسبوکار استفاده کنید. Lienzo یک ابزار بصری است که ۹ عنصر کلیدی از عملیات یک شرکت را خلاصه میکند. این ابزار توسط الکساندر اُستِروالدِر در کتابش بهنام «Business Model Generation» معرفی شد. شرکت شما در بازار نه با محصولات، بلکه با مدلهای کسبوکار رقابت میکند.
۱۶. «به اشتراک گذاشتن ایده های کارآفرینی به آنها فرصت رشد میدهد»
ترس فلجکننده است. زمانی که از دزدیده شدن ایده های کارآفرینی خود ترس زیادی داشته باشیم، ترجیح میدهیم آنها را به زبان نیاوریم. اما از نظر تاریخی ثابت شده است که ایده های کارآفرینی زمانی رشد میکنند که با ایدههای دیگر تلاقی پیدا کنند.
مطلب مرتبط: چطور با شرکت های رقیب اهل تقلید کنار بیاییم؟
باید ایده های کارآفرینی خود را به زبان بیاورید تا فرصت رشد پیدا کنند و زمینهساز شروع پروژههای بزرگ شوند. آنها را به اشتراک بگذارید و از بازخوردها و نظراتی که دریافت میکنید نهایت استفاده را ببرید. با متخصصان و افراد بلندهمت تعامل و از ایدههای آنها استفاده کنید و برای چشمانداز پروژههای دیگری که در ذهن دارید از آنها الهام بگیرید. با این روش میتوانید به اطلاعات باارزشی که باعث رشد ایده های کارآفرینی شما میشوند، دست پیدا کنید.
هیچ چیز سریعتر از محبوس شدن یک ایده در ذهن، سبب مرگ آن نمیشود.
۱۷. «اگر بخشی از ایدهی خود نیستید، پس آن ایده از آنِ شما نیست»
اگر هر کسی بتواند ایده های کارآفرینی شما را قاپ بزند و آنها را اجرا کند، پس آن ایدهها به شما تعلق نداشتهاند. شما بهعنوان کارآفرین باید به ارزش ایده های کارآفرینی خود بیفزایید. تجربیات، دیدگاهها، تواناییها، شیوهی درک دنیای پیرامون و استعدادهای شما همگی باید در ایده های کارآفرینی شما نهفته باشند. فراموش نکنید که ایدهها را میتوان دزدید، اما استعداد را هرگز!
۱۸. «شاد بودن، خلاقیت شما را بیشتر میکند»
وقتی از کاری که انجام میدهید لذت میبرید، ایدههای خلاقانه آسانتر به ذهنتان میرسند. حتما کسبوکاری را انتخاب کنید که دوست دارید و همیشه به فکر راهی برای غافلگیر کردن مشتریان خود باشید. اگر از کاری که انجام میدهید انگیزه نمیگیرید، هر بار که به انجام آن مشغول شوید، دچار ناامیدی میشوید و جریان ورود ایدهها به مغزتان مسدود میشود.
۱۹. «شرکتهای بزرگ حاصل همکاری تیمهای عالی هستند نه ایدههای خوب»
این مهمترین درسی است که میتوانید در مورد عملی ساختن ایده های کارآفرینی بیاموزید. ایدهها و محصولات مدام درحال تغییر هستند و لحظات تردید و عدمقطعیت همیشه وجود دارند، بنابراین با افرادی معاشرت کنید که پر شوروشوق و متعهد هستند و آمادگی تلاش خستگیناپذیر برای عملی کردن ایده های کارآفرینی خود را دارند. بیشتر کسانی که برای نخستین بار متعهد به اندیشیدن دربارهی ایده های کارآفرینی میشوند، ذهن خود را درگیر یافتن یک «ایدهی تمام عیار» میکنند و به اشتباه تصور میکنند اگر به چنین ایدهای دست یابند، موفقیت در انتظارشان است. در عوض بهتر است روی ایجاد یک «تیم تمام عیار» تمرکز کنید.
۲۰. «نوآوری ماندگارتر از نبوغ است»
قصد نداریم ارزش نبوغ و خلاقیت ذاتی را کم جلوه بدهیم اما واقعیت این است که همهی ما از میزان بالایی از خلاقیت برخورداریم، با این تفاوت که عدهی بسیار کمی از ما ایدههایمان را باور میکنیم و حاضریم وقت، منابع، تلاش و انرژیمان را صرف عملی کردن آنها کنیم. از قرار معلوم کارآفرینان بزرگ زمان ما، افرادی مانند ایلان ماسک، استیو جابز و بیل گیتس همگی از قدرت تخیل بینظیری برخوردارند و برای عملی کردن تخیلاتشان سالهای زیادی را سرسختانه تلاش کردهاند و دست از امید برنداشتهاند.
۲۱. «ایدهی بد یا خوب وجود ندارد، فقط برخی از ایدهها بیشتر از ایدههای دیگر فرصت رشد داشتهاند»

در این مقاله چندین بار به مفهوم «ایدهی خوب» و «ایدهی بد» اشاره کردیم. در این مورد آخر نیز باید اشاره کنیم که ایده های کارآفرینی همیشه در مسیر رشد قرار دارند و تا حد زیادی به زمینه و شرایط متکی هستند. یک ایدهی به ظاهر «بد» فقط در زمان حال خام بهنظر میرسد و ممکن است با تغییر شرایط به یک «ایدهی خوب» تبدیل شود.
به نخستین فردی فکر کنید که ایدهی حملونقل افراد توسط یک وسیلهی نقلیهی عظیم با پرواز در آسمانها و عبور از قارهها با سرعت زیاد به ذهنش رسید. این ایده نیز بدون شک در آغاز بعید و غیرممکن بهنظر میرسید، اما امروزه استفاده از هواپیما بدون فکر کردن به نحوهی عملکرد آن، برای ما به یک امر کاملا عادی تبدیل شده است. ایدهای که شاید ازنظر ایدهپرداز اولیه غیرممکن مینمود، در نهایت به یک ایدهی خارقالعاده و مقرونبهصرفه تبدیل شد.
در پایان از شما دعوت میکنیم تمام ایدههایتان را روی کاغذ بنویسید، هرچند عجیبوغریب یا احمقانه بهنظر برسند. فهرست ایده های کارآفرینی خود را روی دیوار نصب کنید و تردید نداشته باشید که در بین همهی این ایدهها، فرصتهای بینظیری را برای راهاندازی یک کسبوکار پیدا خواهید کرد.
برگرفته از: Businessstudynotes.com
مترجم: زهرا ذوالقدر